torpidities

[ایالات متحده]/tɔːˈpɪdɪtiz/
[بریتانیا]/tɔrˈpɪdəˌtiz/

ترجمه

n. حالت عدم فعالیت یا خواب آلودگی

عبارات و ترکیب‌ها

torpidities of thought

رکودهای فکری

overcoming torpidities

غلبه بر رکودها

torpidities in action

رکود در عمل

embracing torpidities

پذیرش رکودها

torpidities of mind

رکودهای ذهنی

facing torpidities

مواجهه با رکودها

recognizing torpidities

تشخیص رکودها

torpidities in learning

رکود در یادگیری

torpidities of behavior

رکود در رفتار

addressing torpidities

رسیدگی به رکودها

جملات نمونه

his torpidities made it difficult for him to participate in the meeting.

عزت نفس او باعث شد که نتواند در جلسه شرکت کند.

we must overcome our torpidities to achieve our goals.

ما باید بر چالش های خود غلبه کنیم تا به اهداف خود برسیم.

the torpidities of winter often lead to a lack of motivation.

بی انگیزگی در زمستان اغلب منجر به کمبود انگیزه می شود.

she felt the torpidities of the long afternoon setting in.

او احساس کرد که چالش های طولانی بعد از ظهر شروع به اثرگذاری می کنند.

his torpidities were evident during the physical training.

چالش های او در طول تمرینات بدنی آشکار بود.

to combat torpidities, he started exercising regularly.

برای مقابله با چالش ها، او به طور منظم ورزش کرد.

her torpidities during the lecture were hard to ignore.

چالش های او در طول سخنرانی سخت بود که نادیده گرفته شود.

they discussed ways to address the torpidities in their team.

آنها در مورد راه هایی برای رسیدگی به چالش های تیم خود بحث کردند.

torpidities can affect both mental and physical performance.

چالش ها می تواند بر عملکرد ذهنی و جسمانی تأثیر بگذارد.

the torpidities of the morning made it hard to get out of bed.

چالش های صبح باعث شد که از رختخواب بیرون رفتن برایش سخت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید