| جمع | totalizers |
totalizer function
تابع جمعکننده
totalizer system
سیستم جمعکننده
totalizer display
نمایش جمعکننده
totalizer count
شمارش جمعکننده
totalizer value
مقدار جمعکننده
totalizer reading
خواندن جمعکننده
totalizer data
اطلاعات جمعکننده
totalizer input
ورودی جمعکننده
totalizer output
خروجی جمعکننده
totalizer settings
تنظیمات جمعکننده
the totalizer showed a significant increase in votes.
دستگاه شمارنده نشاندهنده افزایش قابل توجهی در آرا بود.
we need to calibrate the totalizer for accurate results.
ما نیاز داریم تا دستگاه شمارنده را برای نتایج دقیق تنظیم کنیم.
the totalizer is essential for tracking progress.
دستگاه شمارنده برای پیگیری پیشرفت ضروری است.
he worked on the totalizer for the election campaign.
او روی دستگاه شمارنده برای کمپین انتخابات کار کرد.
the totalizer can handle large amounts of data.
دستگاه شمارنده میتواند حجم زیادی از دادهها را مدیریت کند.
using a totalizer can improve efficiency in counting.
استفاده از دستگاه شمارنده میتواند کارایی شمارش را بهبود بخشد.
the totalizer displayed real-time statistics.
دستگاه شمارنده آمار بلادرنگ را نشان داد.
she relied on the totalizer for accurate measurements.
او برای اندازهگیری دقیق به دستگاه شمارنده اعتماد کرد.
the totalizer is programmed to reset automatically.
دستگاه شمارنده طوری برنامهریزی شده است که به طور خودکار ریست شود.
they installed a new totalizer for better performance.
آنها یک دستگاه شمارنده جدید برای عملکرد بهتر نصب کردند.
totalizer function
تابع جمعکننده
totalizer system
سیستم جمعکننده
totalizer display
نمایش جمعکننده
totalizer count
شمارش جمعکننده
totalizer value
مقدار جمعکننده
totalizer reading
خواندن جمعکننده
totalizer data
اطلاعات جمعکننده
totalizer input
ورودی جمعکننده
totalizer output
خروجی جمعکننده
totalizer settings
تنظیمات جمعکننده
the totalizer showed a significant increase in votes.
دستگاه شمارنده نشاندهنده افزایش قابل توجهی در آرا بود.
we need to calibrate the totalizer for accurate results.
ما نیاز داریم تا دستگاه شمارنده را برای نتایج دقیق تنظیم کنیم.
the totalizer is essential for tracking progress.
دستگاه شمارنده برای پیگیری پیشرفت ضروری است.
he worked on the totalizer for the election campaign.
او روی دستگاه شمارنده برای کمپین انتخابات کار کرد.
the totalizer can handle large amounts of data.
دستگاه شمارنده میتواند حجم زیادی از دادهها را مدیریت کند.
using a totalizer can improve efficiency in counting.
استفاده از دستگاه شمارنده میتواند کارایی شمارش را بهبود بخشد.
the totalizer displayed real-time statistics.
دستگاه شمارنده آمار بلادرنگ را نشان داد.
she relied on the totalizer for accurate measurements.
او برای اندازهگیری دقیق به دستگاه شمارنده اعتماد کرد.
the totalizer is programmed to reset automatically.
دستگاه شمارنده طوری برنامهریزی شده است که به طور خودکار ریست شود.
they installed a new totalizer for better performance.
آنها یک دستگاه شمارنده جدید برای عملکرد بهتر نصب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید