summator

[ایالات متحده]/ˈsʌməteɪtə/
[بریتانیا]/ˈsʌməˌteɪtər/

ترجمه

n. دستگاهی که جمع را انجام می‌دهد؛ یک نمایشگر نمونه‌برداری تصادفی گفتار

عبارات و ترکیب‌ها

signal summator

جمع‌کننده سیگنال

data summator

جمع‌کننده داده

output summator

جمع‌کننده خروجی

analog summator

جمع‌کننده آنالوگ

digital summator

جمع‌کننده دیجیتال

summator circuit

مدار جمع‌کننده

summator block

بلاک جمع‌کننده

summator output

خروجی جمع‌کننده

summator function

تابع جمع‌کننده

summator design

طراحی جمع‌کننده

جملات نمونه

the summator calculates the total of all inputs.

محاسبه‌گر، مجموع کل ورودی‌ها را محاسبه می‌کند.

we need a summator for this data analysis.

ما به یک محاسبه‌گر برای این تحلیل داده‌ها نیاز داریم.

the summator can handle multiple data streams.

محاسبه‌گر می‌تواند چندین جریان داده را مدیریت کند.

using a summator simplifies the calculation process.

استفاده از یک محاسبه‌گر فرآیند محاسبه را ساده می‌کند.

the summator provides accurate results quickly.

محاسبه‌گر به سرعت نتایج دقیقی ارائه می‌دهد.

in programming, a summator is often implemented as a function.

در برنامه‌نویسی، یک محاسبه‌گر اغلب به عنوان یک تابع پیاده‌سازی می‌شود.

the summator aggregates data from various sources.

محاسبه‌گر داده‌ها را از منابع مختلف جمع‌آوری می‌کند.

for financial reports, a summator is essential.

برای گزارش‌های مالی، یک محاسبه‌گر ضروری است.

he designed a new summator for the project.

او یک محاسبه‌گر جدید برای پروژه طراحی کرد.

the summator helps in making informed decisions.

محاسبه‌گر در تصمیم‌گیری‌های آگاهانه کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید