totalizes

[ایالات متحده]/ˈtəʊtəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈtoʊtəlˌaɪzɪz/

ترجمه

v. جمع بندی کردن یا به هم اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

totalizes data

گردآوری داده‌ها

totalizes results

گردآوری نتایج

totalizes information

گردآوری اطلاعات

totalizes figures

گردآوری ارقام

totalizes expenses

گردآوری هزینه‌ها

totalizes findings

گردآوری یافته‌ها

totalizes metrics

گردآوری معیارها

totalizes scores

گردآوری نمرات

totalizes sales

گردآوری فروش

totalizes outcomes

گردآوری نتایج

جملات نمونه

the manager totalizes the sales figures every month.

مدیر هر ماه آمار فروش را جمع‌بندی می‌کند.

her report totalizes all the expenses for the project.

گزارش او تمام هزینه‌های پروژه را جمع‌بندی می‌کند.

the software totalizes the data from various sources.

نرم‌افزار داده‌ها را از منابع مختلف جمع‌آوری می‌کند.

he totalizes his hours worked to ensure accurate pay.

او ساعات کاری خود را برای اطمینان از پرداخت دقیق جمع‌بندی می‌کند.

the accountant totalizes the annual revenue for the audit.

حسابدار درآمد سالانه را برای حسابرسی جمع‌بندی می‌کند.

she totalizes her achievements in a yearly review.

او دستاوردهای خود را در یک بررسی سالانه جمع‌بندی می‌کند.

the system totalizes user interactions for better analysis.

سیستم تعاملات کاربر را برای تجزیه و تحلیل بهتر جمع‌آوری می‌کند.

the teacher totalizes the students' grades at the end of the term.

معلم نمرات دانش‌آموزان را در پایان ترم جمع‌بندی می‌کند.

the website totalizes visitor statistics for the month.

وب‌سایت آمار بازدیدکنندگان را برای ماه جمع‌آوری می‌کند.

the committee totalizes feedback from all participants.

کمیته بازخورد از همه شرکت‌کنندگان را جمع‌آوری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید