touchback

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃbæk/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت در فوتبال آمریکایی که در آن توپ به منطقه انتهایی ضربه زده می‌شود و بازگردانده نمی‌شود، که منجر به تاچ‌باك می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

touchback rule

قانون ضربه برگشتی

touchback call

تماس ضربه برگشتی

touchback kick

ضربه پنالتی برگشتی

touchback situation

شرایط ضربه برگشتی

touchback yardage

مسافت ضربه برگشتی

touchback play

حرکت ضربه برگشتی

touchback formation

ترکیب ضربه برگشتی

touchback strategy

استراتژی ضربه برگشتی

touchback attempt

تلاش برای ضربه برگشتی

touchback decision

تصمیم در مورد ضربه برگشتی

جملات نمونه

the team scored a touchback on the kickoff.

تیم یک ضربه برگشتی در ضربه اول دریافت کرد.

after the touchback, the offense started on their own 20-yard line.

پس از ضربه برگشتی، حمله از خط 20 یاردی خود شروع کرد.

the referee signaled for a touchback after the ball went into the end zone.

داور پس از ورود توپ به منطقه پایانی، برای ضربه برگشتی علامت داد.

he kicked the ball for a touchback during the game.

او در طول بازی توپ را برای ضربه برگشتی لگد کرد.

a touchback is a common occurrence in football.

ضربه برگشتی یک اتفاق رایج در فوتبال است.

they decided to take the touchback instead of returning the kick.

آنها تصمیم گرفتند به جای بازگرداندن ضربه، ضربه برگشتی را بگیرند.

touchbacks can change the momentum of the game.

ضربه برگشتی می‌تواند روند بازی را تغییر دهد.

he was happy to see a touchback on the kickoff.

او از دیدن ضربه برگشتی در ضربه اول خوشحال بود.

the strategy involved using touchbacks to control field position.

استراتژی شامل استفاده از ضربه برگشتی برای کنترل موقعیت زمین بود.

touchbacks can provide a good starting point for the offense.

ضربه برگشتی می‌تواند یک نقطه شروع خوب برای حمله فراهم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید