kickoff

[ایالات متحده]/ˈkɪkɒf/
[بریتانیا]/ˈkɪkɔf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شروع یک رویداد یا فعالیت؛ عمل ضربه زدن به توپ برای شروع یک بازی؛ یک اصطلاح غیررسمی برای آغاز چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

kickoff meeting

جلسه شروع

kickoff event

رویداد شروع

project kickoff

شروع پروژه

season kickoff

شروع فصل

kickoff time

زمان شروع

kickoff party

جشن شروع

kickoff speech

سخنرانی شروع

kickoff call

تماس شروع

kickoff session

جلسه شروع

kickoff ceremony

آیین شروع

جملات نمونه

we will kickoff the project next week.

ما پروژه را هفته آینده آغاز خواهیم کرد.

the kickoff meeting is scheduled for monday.

جلسه شروع هفته آینده برای دوشنبه برنامه ریزی شده است.

let's kickoff the event with a speech.

بیایید رویداد را با یک سخنرانی آغاز کنیم.

the team is excited for the kickoff of the season.

تیم برای شروع فصل هیجان زده است.

we need a strong kickoff to attract more participants.

ما به یک شروع قوی برای جذب شرکت کنندگان بیشتر نیاز داریم.

the kickoff ceremony was a great success.

آیین آغاز یک موفقیت بزرگ بود.

she will kickoff the training session at 9 am.

او جلسه آموزشی را ساعت 9 صبح آغاز خواهد کرد.

they plan to kickoff the campaign in the spring.

آنها قصد دارند کمپین را در بهار آغاز کنند.

we should kickoff the discussion with some brainstorming.

ما باید بحث را با کمی بارش مغز آغاز کنیم.

the company will kickoff its new product line soon.

شرکت به زودی خط تولید محصول جدید خود را آغاز خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید