townscape

[ایالات متحده]/'taʊnskeɪp/
[بریتانیا]/'taʊnskep/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظاهر بصری یک شهر، چشم‌انداز شهری

جملات نمونه

The townscape was filled with charming old buildings.

منظره شهر با ساختمان‌های قدیمی و جذاب پر شده بود.

She admired the picturesque townscape from the hilltop.

او منظره شهر زیبا را از بالای تپه تحسین کرد.

The townscape has a mix of modern and traditional architecture.

منظره شهر ترکیبی از معماری مدرن و سنتی دارد.

The townscape changed dramatically after the new development project.

منظره شهر پس از پروژه توسعه جدید به طور چشمگیری تغییر کرد.

The townscape is characterized by its cobblestone streets and historic buildings.

منظره شهر با خیابان‌های سنگفرش و ساختمان‌های تاریخی مشخص می‌شود.

The townscape is dominated by a beautiful cathedral in the center.

منظره شهر توسط یک کلیسای زیبا در مرکز تحت تسلط قرار دارد.

The townscape is dotted with colorful shops and cafes.

منظره شهر با مغازه‌ها و کافه‌های رنگارنگ پوشیده شده است.

The townscape at night is enchanting with all the lights and decorations.

منظره شهر در شب با تمام نورها و تزئینات مسحور کننده است.

The townscape underwent a restoration project to preserve its historical charm.

منظره شهر برای حفظ جذابیت تاریخی خود، پروژه بازسازی را پشت سر گذاشت.

The townscape provides a perfect backdrop for the annual festival.

منظره شهر پس‌زمینه مناسبی برای جشنواره سالانه فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید