toyshops

[ایالات متحده]/ˈtɔɪʃɒp/
[بریتانیا]/ˈtɔɪʃɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشگاهی که اسباب بازی می‌فروشد

عبارات و ترکیب‌ها

toyshop hours

ساعات فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop sales

فروش اسباب‌بازی

toyshop owner

صاحب فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop staff

پرسنل فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop display

نمایشگاه فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop inventory

موجودی فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop items

محصولات فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop location

موقعیت فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop offers

پیشنهادات فروشگاه اسباب‌بازی

toyshop events

رویدادهای فروشگاه اسباب‌بازی

جملات نمونه

we visited the toyshop on saturday.

ما فروشگاه اسباب‌بازی را شنبه بازدید کردیم.

the toyshop has a wide variety of dolls.

فروشگاه اسباب‌بازی دارای انواع مختلف عروسک است.

children love to explore the toyshop.

کودکان عاشق کاوش در فروشگاه اسباب‌بازی هستند.

she bought a puzzle from the toyshop.

او یک پازل از فروشگاه اسباب‌بازی خرید.

the toyshop is always crowded during the holidays.

فروشگاه اسباب‌بازی در تعطیلات همیشه شلوغ است.

he dreams of owning a toyshop one day.

او رویای داشتن یک فروشگاه اسباب‌بازی را یک روز دارد.

the toyshop offers discounts for bulk purchases.

فروشگاه اسباب‌بازی تخفیف برای خریدهای عمده ارائه می‌دهد.

they sell handmade toys at the toyshop.

آنها اسباب‌بازی‌های دست‌ساز را در فروشگاه اسباب‌بازی می‌فروشند.

we found a rare collector's item at the toyshop.

ما یک مورد کمیاب کلکسیونی را در فروشگاه اسباب‌بازی پیدا کردیم.

the toyshop is located near the park.

فروشگاه اسباب‌بازی در نزدیکی پارک واقع شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید