wearing trackies
پوشیدن ترکی
put on trackies
پوشیدن ترکی
new trackies
ترکی جدید
comfy trackies
ترکی راحت
baggy trackies
ترکی گشاد
trackies on
ترکی رویپوست
trackies off
ترکی از روی پوست گرفته شده
washed trackies
ترکیهای شسته شده
stained trackies
ترکیهای لک دیده
buy trackies
خرید ترکی
i threw on my trackies and a hoodie for a quick trip to the shops.
من یک جفت ترکی و یک کاپوش گرم برای یک سفر سریع به فروشگاه پوشیدم.
he lounged around the house in his trackies all sunday.
او تمام روز یکشنبه در خانه با یک جفت ترکی در حالت آسایش بود.
she changed into trackies after work to get comfortable.
او پس از کار به یک جفت ترکی تغییر داد تا راحت شود.
my new trackies are really comfy and perfect for lazy days.
ترکی جدید من واقعا راحت است و برای روزهای خیلی کند مناسب است.
he rolled up his trackies and headed out for a jog.
او یک جفت ترکی خود را بالا کشید و برای یک چرخه سریع بیرون رفت.
i spilled coffee on my trackies, so i had to wash them straight away.
من یک فنجان قهوه روی ترکیهایم ریخت، بنابراین باید آنها را فورا بشویم.
she paired her trackies with white trainers for a casual look.
او ترکیهایش را با کفشهای سفید ترکیب کرد تا یک لباس غیررسمی داشته باشد.
he turned up in trackies and a cap, completely underdressed for the meeting.
او با یک جفت ترکی و یک کلاه ظاهر شد، کاملاً نامناسب برای جلسه.
i left my trackies in the gym locker by mistake.
من به اشتباه ترکیهایم را در قفل اتاق گیم گذاشتم.
she wore trackies on the long flight to stay comfortable.
او در پرواز طولانی ترکیها را پوشید تا راحت بماند.
he pulled his trackies up and tightened the drawstring.
او یک جفت ترکی خود را بالا کشید و ریسمان را تنگ کرد.
i bought a matching trackies set for weekend errands.
من یک مجموعه ترکیهای مطابق برای کارهای انتهای هفته خریداری کردم.
wearing trackies
پوشیدن ترکی
put on trackies
پوشیدن ترکی
new trackies
ترکی جدید
comfy trackies
ترکی راحت
baggy trackies
ترکی گشاد
trackies on
ترکی رویپوست
trackies off
ترکی از روی پوست گرفته شده
washed trackies
ترکیهای شسته شده
stained trackies
ترکیهای لک دیده
buy trackies
خرید ترکی
i threw on my trackies and a hoodie for a quick trip to the shops.
من یک جفت ترکی و یک کاپوش گرم برای یک سفر سریع به فروشگاه پوشیدم.
he lounged around the house in his trackies all sunday.
او تمام روز یکشنبه در خانه با یک جفت ترکی در حالت آسایش بود.
she changed into trackies after work to get comfortable.
او پس از کار به یک جفت ترکی تغییر داد تا راحت شود.
my new trackies are really comfy and perfect for lazy days.
ترکی جدید من واقعا راحت است و برای روزهای خیلی کند مناسب است.
he rolled up his trackies and headed out for a jog.
او یک جفت ترکی خود را بالا کشید و برای یک چرخه سریع بیرون رفت.
i spilled coffee on my trackies, so i had to wash them straight away.
من یک فنجان قهوه روی ترکیهایم ریخت، بنابراین باید آنها را فورا بشویم.
she paired her trackies with white trainers for a casual look.
او ترکیهایش را با کفشهای سفید ترکیب کرد تا یک لباس غیررسمی داشته باشد.
he turned up in trackies and a cap, completely underdressed for the meeting.
او با یک جفت ترکی و یک کلاه ظاهر شد، کاملاً نامناسب برای جلسه.
i left my trackies in the gym locker by mistake.
من به اشتباه ترکیهایم را در قفل اتاق گیم گذاشتم.
she wore trackies on the long flight to stay comfortable.
او در پرواز طولانی ترکیها را پوشید تا راحت بماند.
he pulled his trackies up and tightened the drawstring.
او یک جفت ترکی خود را بالا کشید و ریسمان را تنگ کرد.
i bought a matching trackies set for weekend errands.
من یک مجموعه ترکیهای مطابق برای کارهای انتهای هفته خریداری کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید