drawstring

[ایالات متحده]/'drɔːstrɪŋ/
[بریتانیا]/'drɔstrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بند یا رشته که برای تنگ کردن دهانه یک لباس یا کیسه استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

hoodie with drawstring

کاپشن هودی با کش‌دار

جملات نمونه

She tightened the drawstring on her hooded sweatshirt.

او بند کش را روی هودی خود محکم کرد.

The drawstring on the bag came loose.

بند کش روی کیسه شل شد.

He tied the drawstring around the sack of potatoes.

او بند کش را دور کیسه سیب زمینی بست.

The drawstring pants are comfortable for lounging at home.

شلوار بند کش برای استراحت در خانه راحت است.

She cinched the drawstring to secure the bag of marbles.

او بند کش را برای محکم کردن کیسه مرواریدها بست.

The drawstring backpack is perfect for hiking.

کوله پشتی بند کش برای پیاده‌روی عالی است.

He looped the drawstring through the holes in the fabric.

او بند کش را از سوراخ های پارچه عبور داد.

The drawstring of her pajama pants got tangled in the dryer.

بند کش شلوارهای خواب او در خشک کن گره خورد.

She replaced the drawstring on her hoodie with a colorful one.

او بند کش هودی خود را با یک بند رنگارنگ جایگزین کرد.

The drawstring on the curtain allows you to adjust the length easily.

بند کش روی پرده به شما این امکان را می دهد که طول را به راحتی تنظیم کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید