pockets

[ایالات متحده]/ˈpɒkɪts/
[بریتانیا]/ˈpɑːkɪts/

ترجمه

n. جیب‌ها (تعداد زیاد)
v. شکل سوم شخص مفرد فعل pocket

عبارات و ترکیب‌ها

pockets full

جیب‌های پر

check pockets

جیب‌ها را بررسی کن

in pockets

در جیب‌ها

pocket money

پول جیبی

pocket watch

ساعت جیبی

pockets empty

جیب‌ها خالی

put in pockets

در جیب‌ها قرار بده

pocket lint

ریشه جیب

pocket square

جیب‌سوی

pocket change

پول جیبی

جملات نمونه

he reached into his pockets for a pen.

او به دنبال قلم به داخل جیب‌هایش دست کرد.

my phone was in my pockets the whole time.

گوشی من تمام مدت در جیب‌هایم بود.

she stuffed her hands deep into her pockets.

او دستانش را عمیقاً در جیب‌هایش فرو کرد.

the coat has large, roomy pockets.

این پالتو جیب‌های بزرگ و جادار دارد.

he checked his pockets for his keys.

او جیب‌هایش را به دنبال کلیدهایش بررسی کرد.

i found a crumpled five-dollar bill in my pockets.

من یک اسکناس پنج دلاری چروک شده را در جیب‌هایم پیدا کردم.

the child's pockets were full of rocks.

جیب‌های کودک پر از سنگ بود.

he emptied his pockets onto the table.

او جیب‌هایش را روی میز خالی کرد.

she wore a dress with no pockets.

او لباسی پوشیده بود که جیبی نداشت.

he had loose change rattling in his pockets.

او سکه‌های پراکنده در جیب‌هایش داشت که صدا می‌کرد.

the thief searched the victim's pockets.

سارق جیب‌های قربانی را جستجو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید