pockets full
جیبهای پر
check pockets
جیبها را بررسی کن
in pockets
در جیبها
pocket money
پول جیبی
pocket watch
ساعت جیبی
pockets empty
جیبها خالی
put in pockets
در جیبها قرار بده
pocket lint
ریشه جیب
pocket square
جیبسوی
pocket change
پول جیبی
he reached into his pockets for a pen.
او به دنبال قلم به داخل جیبهایش دست کرد.
my phone was in my pockets the whole time.
گوشی من تمام مدت در جیبهایم بود.
she stuffed her hands deep into her pockets.
او دستانش را عمیقاً در جیبهایش فرو کرد.
the coat has large, roomy pockets.
این پالتو جیبهای بزرگ و جادار دارد.
he checked his pockets for his keys.
او جیبهایش را به دنبال کلیدهایش بررسی کرد.
i found a crumpled five-dollar bill in my pockets.
من یک اسکناس پنج دلاری چروک شده را در جیبهایم پیدا کردم.
the child's pockets were full of rocks.
جیبهای کودک پر از سنگ بود.
he emptied his pockets onto the table.
او جیبهایش را روی میز خالی کرد.
she wore a dress with no pockets.
او لباسی پوشیده بود که جیبی نداشت.
he had loose change rattling in his pockets.
او سکههای پراکنده در جیبهایش داشت که صدا میکرد.
the thief searched the victim's pockets.
سارق جیبهای قربانی را جستجو کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید