tractable

[ایالات متحده]/ˈtræktəbl/
[بریتانیا]/ˈtræktəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی مدیریت شده، مطیع، به راحتی آموزش داده شده.

جملات نمونه

Gold and silver are tractable metals.

طلا و نقره فلزات شکل‌پذیر هستند.

The problem was quite tractable once we broke it down into smaller parts.

مشکل زمانی قابل حل شد که آن را به بخش‌های کوچکتر تقسیم کردیم.

She found the new software to be very tractable and easy to use.

او نرم‌افزار جدید را بسیار قابل استفاده و آسان یافت.

The horse proved to be quite tractable and easy to train.

اسب به عنوان قابل آموزش و آسان نشان داده شد.

The project seemed daunting at first, but it turned out to be quite tractable.

در ابتدا پروژه ترسناک به نظر می رسید، اما در نهایت قابل انجام بود.

With the right approach, even the most difficult tasks can be tractable.

با رویکرد مناسب، حتی دشوارترین کارها نیز قابل انجام هستند.

The teacher made the complex topic seem tractable by breaking it down into simpler concepts.

معلم با تقسیم آن به مفاهیم ساده تر، موضوع پیچیده را قابل فهم کرد.

The key to successful negotiation is to find a tractable solution that satisfies both parties.

کلید مذاکره موفق، یافتن یک راه حل قابل انجام است که مورد رضایت هر دو طرف باشد.

The software engineer was able to tackle the bug because it was a tractable issue.

مهندس نرم افزار توانست اشکال را حل کند زیرا یک مشکل قابل انجام بود.

By breaking the problem into smaller steps, it became more tractable and manageable.

با تقسیم مشکل به مراحل کوچکتر، قابل انجام و قابل مدیریت تر شد.

The team found the new project to be quite tractable and were able to complete it ahead of schedule.

تیم متوجه شد که پروژه جدید کاملاً قابل انجام است و توانستند آن را زودتر از موعد به پایان برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید