tragedies

[ایالات متحده]/ˈtrædʒ.ɪ.diz/
[بریتانیا]/ˈtrædʒ.ɪ.diz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویدادهایی که باعث رنج یا ویرانی بزرگ می‌شوند; آثار دراماتیک که مضامین جدی را به تصویر می‌کشند

عبارات و ترکیب‌ها

natural tragedies

بلاگات طبیعی

historical tragedies

بلاگات تاریخی

personal tragedies

بلاگات شخصی

tragic tragedies

بلاگات تراژیک

unforeseen tragedies

بلاگات پیش‌بینی‌نشده

cultural tragedies

بلاگات فرهنگی

great tragedies

بلاگات بزرگ

human tragedies

بلاگات انسانی

social tragedies

بلاگات اجتماعی

جملات نمونه

many great tragedies have been written throughout history.

بسیاری از تراژدی‌های بزرگ در طول تاریخ نوشته شده‌اند.

tragedies often reveal the darker side of human nature.

تراژدی‌ها اغلب جنبه‌های تاریک‌تر طبیعت انسان را آشکار می‌کنند.

shakespeare is known for his powerful tragedies.

شکسپیر به خاطر تراژدی‌های قدرتمندش شناخته می‌شود.

she believes that tragedies can teach us valuable lessons.

او معتقد است که تراژدی‌ها می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

his life was filled with personal tragedies.

زندگی او با تراژدی‌های شخصی پر شده بود.

tragedies can evoke deep emotions in the audience.

تراژدی‌ها می‌توانند احساسات عمیقی را در مخاطب ایجاد کنند.

they staged several tragedies during the theater festival.

آنها چندین تراژدی را در طول جشنواره تئاتر روی صحنه بردند.

tragedies often end with a sense of loss.

تراژدی‌ها اغلب با احساسی از دست دادن به پایان می‌رسند.

he wrote a thesis on the influence of tragedies in literature.

او در مورد تأثیر تراژدی در ادبیات تز نوشت.

tragedies can be both heartbreaking and cathartic.

تراژدی‌ها می‌توانند هم دل‌شکسته و هم تطهیر کننده باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید