trainbearer

[ایالات متحده]/ˈtreɪnˌbeə.rə/
[بریتانیا]/ˈtreɪnˌber.ɚ/

ترجمه

n. شخصی که دنباله یک لباس را حمل می‌کند یا نگه می‌دارد؛ (در عروسی‌ها یا مراسم) شخصی که دنباله لباس عروس را نگه می‌دارد؛ نوعی از مرغ مگس‌خوار با دنباله بلند که بومی آمریکای شمالی است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

trainbearer role

نقش حامل قطار

trainbearer duties

وظایف حامل قطار

trainbearer responsibilities

مسئولیت‌های حامل قطار

trainbearer position

موقعیت حامل قطار

trainbearer function

عملکرد حامل قطار

trainbearer concept

مفهوم حامل قطار

trainbearer identity

هویت حامل قطار

trainbearer symbol

نماد حامل قطار

trainbearer legacy

میراث حامل قطار

trainbearer tradition

آد و رسوم حامل قطار

جملات نمونه

the trainbearer carried the banner proudly during the parade.

نگهدارنده پرچم با افتخار بنر را در طول رژه حمل کرد.

as a trainbearer, she felt a great sense of responsibility.

به عنوان نگهدارنده پرچم، او احساس مسئولیت زیادی کرد.

the trainbearer led the procession with grace.

نگهدارنده پرچم با وقار دسته عزاداری را هدایت کرد.

he was chosen as the trainbearer for the festival.

او برای جشنواره به عنوان نگهدارنده پرچم انتخاب شد.

the trainbearer wore a traditional costume for the ceremony.

نگهدارنده پرچم لباس سنتی برای مراسم پوشید.

everyone applauded the trainbearer for their dedication.

همه از تعهد او تشویق کردند.

the trainbearer stood tall among the crowd.

نگهدارنده پرچم در میان جمعیت قد کشید.

being a trainbearer is an honor in our community.

بودن نگهدارنده پرچم یک افتخار در جامعه ماست.

the trainbearer's role is crucial during the event.

نقش نگهدارنده پرچم در طول رویداد حیاتی است.

she trained hard to become the trainbearer for the event.

او برای اینکه نگهدارنده پرچم رویداد شود، سخت تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید