traipsed

[ایالات متحده]/treɪpst/
[بریتانیا]/treɪpst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بی‌هدف پرسه زد یا راه رفت؛ کشیده یا دنباله‌روی کرد

عبارات و ترکیب‌ها

traipsed around

گشت و گذار

traipsed home

به خانه رفتم

traipsed through

از میان عبور کردم

traipsed off

رفتم

traipsed about

چشم زد

traipsed down

پایین رفتم

traipsed up

بالا رفتم

traipsed along

همراه رفتم

traipsed back

برگشتم

traipsed in

وارد شدم

جملات نمونه

she traipsed through the muddy field after the rain.

او از میان زمین خاکی که پس از باران گل‌آلود شده بود، قدم زد.

they traipsed around the city, exploring every corner.

آنها در شهر قدم زدند و هر گوشه‌ای را کاوش کردند.

after the long hike, we traipsed back to the campsite.

پس از پیاده‌روی طولانی، ما به کمپ بازگشتیم.

he traipsed into the room, exhausted from work.

او با حالتی خسته به اتاق رفت.

we traipsed along the beach, collecting seashells.

ما در امتداد ساحل قدم زدیم و صدف جمع‌آوری کردیم.

she traipsed through the park with her dog.

او با سگش در پارک قدم زد.

the children traipsed home after a long day at school.

کودکان پس از یک روز طولانی در مدرسه به خانه رفتند.

he traipsed into the café, looking for a quiet spot.

او به دنبال یک جای آرام به کافه رفت.

they traipsed through the museum, admiring the exhibits.

آنها در موزه قدم زدند و به تماشای نمایشگاه‌ها پرداختند.

after the concert, we traipsed back to our hotel.

پس از کنسرت، ما به هتل خود بازگشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید