traipses

[ایالات متحده]/treɪpsɪz/
[بریتانیا]/treɪpsɪz/

ترجمه

v. به آرامی یا با اکراه راه رفتن یا حرکت کردن؛ کشیدن یا کشانیدن؛ پرسه زدن؛ عبور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

traipses through fields

قدم زدن در میان مزارع

traipses around town

قدم زدن در اطراف شهر

traipses along paths

قدم زدن در امتداد مسیرها

traipses in circles

قدم زدن به صورت دایره ای

traipses over hills

قدم زدن بر روی تپه ها

traipses by streams

قدم زدن کنار نهرها

traipses through woods

قدم زدن در میان جنگل ها

traipses across sand

قدم زدن روی شن

traipses down streets

قدم زدن در خیابان ها

traipses past houses

قدم زدن کنار خانه ها

جملات نمونه

she traipses through the park every evening.

او هر شب از پارک عبور می‌کند.

they traipses around the city, exploring new cafes.

آنها در شهر می‌چرخند و کافه‌های جدید را کشف می‌کنند.

he traipses through the mud after the rain.

او بعد از باران از میان گل عبور می‌کند.

we traipses along the beach, collecting seashells.

ما در امتداد ساحل قدم می‌زنیم و صدف جمع می‌کنیم.

the children traipses through the garden, picking flowers.

کودکان از میان باغ عبور می‌کنند و گل‌ها را انتخاب می‌کنند.

she traipses around the museum, admiring the art.

او در اطراف موزه می‌چرخد و به هنر نگاه می‌کند.

he traipses up the hill, enjoying the view.

او به سمت بالا تپه می‌رود و از منظره لذت می‌برد.

they traipses through the snow, leaving footprints behind.

آنها از میان برف عبور می‌کنند و ردپای خود را پشت سر می‌گذارند.

she traipses into the store, looking for a new dress.

او وارد مغازه می‌شود و به دنبال یک لباس جدید می‌گردد.

we traipses around the festival, enjoying the music.

ما در اطراف جشنواره می‌چرخیم و از موسیقی لذت می‌بریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید