trots along
به پیشواز میرود
trots off
به راه میافتد
trots back
برمیگردد
trots around
چک چک میکند
trots home
به خانه میرود
trots happily
با خوشحالی میدود
trots quickly
به سرعت میدود
trots playfully
به بازی میدود
trots proudly
با افتخار میدود
trots eagerly
با اشتیاق میدود
the horse trots gracefully across the field.
اسب با وقار و ظرافت در سراسر زمین میدود.
she trots along the path every morning.
او هر روز صبح در امتداد مسیر میدود.
the dog trots happily beside its owner.
سگ با خوشحالی در کنار صاحبش میدود.
he trots to catch the bus on time.
او برای رسیدن به موقع اتوبوس میدود.
the child trots excitedly towards the playground.
کودک با هیجان به سمت زمین بازی میدود.
she trots up the stairs to her apartment.
او برای رفتن به آپارتمانش از پله ها بالا میرود.
the pony trots around the arena during the show.
پونی در طول نمایش در اطراف میدان میدود.
he trots back home after a long day.
او بعد از یک روز طولانی به خانه برمیگردد.
the runners trot to warm up before the race.
دوچرخه سوارها برای گرم کردن قبل از مسابقه میدوند.
the horse trots in rhythm with the music.
اسب با ریتم موسیقی میدود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید