traipsing

[ایالات متحده]/treɪpsɪŋ/
[بریتانیا]/treɪpsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرگردانی یا قدم زدن به طور بی هدف؛ کشیدن یا کشاندن؛ به آرامی یا با راحتی در یک مکان حرکت کردن؛ عبور کردن یا گذشتن از

عبارات و ترکیب‌ها

traipsing around

گشت و گذار

traipsing through

عبور از

traipsing off

رفتن

traipsing along

همراه رفتن

traipsing back

بازگشتن

traipsing about

چک چک زدن

traipsing home

رفتن به خانه

traipsing outside

رفتن بیرون

traipsing down

رفتن پایین

traipsing in

وارد شدن

جملات نمونه

they were traipsing through the park, enjoying the sunny day.

آنها در حال قدم زدن در پارک بودند و از روز آفتابی لذت می بردند.

after traipsing around the city, we finally found a nice restaurant.

بعد از قدم زدن در شهر، بالاخره یک رستوران خوب پیدا کردیم.

the kids were traipsing in and out of the house all afternoon.

کودکان تمام بعد از ظهر در حال رفت و آمد در خانه بودند.

she spent the day traipsing around the mall, looking for sales.

او یک روز را در مرکز خرید قدم زد و به دنبال تخفیف گشت.

we were traipsing through the mud after the rain.

ما بعد از باران در گل ها قدم می زدیم.

traipsing along the beach, they collected seashells.

در حالی که در امتداد ساحل قدم می زدند، صدف جمع کردند.

he was traipsing around the neighborhood, looking for his lost dog.

او در حال قدم زدن در محله بود و به دنبال سگ گمشده اش می گشت.

after traipsing through the forest, they finally reached the waterfall.

بعد از قدم زدن در جنگل، بالاخره به آبشار رسیدند.

she was traipsing through the snow, enjoying the winter wonderland.

او در برف قدم می زد و از فضای زمستانی لذت می برد.

we spent the afternoon traipsing around the art gallery.

ما بعد از ظهر را در حال قدم زدن در گالری هنری گذراندیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید