hurrying home
شتاب گرفتن به خانه
hurrying along
شتاب گرفتن در طول
hurrying up
شتاب گرفتن
hurrying back
شتاب گرفتن برای بازگشت
hurrying to
شتاب گرفتن به سمت
hurrying out
شتاب گرفتن برای بیرون رفتن
hurrying through
شتاب گرفتن از میان
hurrying away
شتاب گرفتن برای دور شدن
hurrying past
شتاب گرفتن از کنار
hurrying before
شتاب گرفتن قبل از
she is hurrying to catch the bus.
او برای گرفتن اتوبوس عجله میکند.
we are hurrying to finish the project on time.
ما برای اتمام پروژه به موقع عجله میکنیم.
he was hurrying because he was late for the meeting.
او عجله میکرد چون برای جلسه دیر شده بود.
they are hurrying to get to the concert before it starts.
آنها عجله میکنند تا قبل از شروع به کنسرت بروند.
stop hurrying and take your time.
دیگر عجله نکنید و وقت خود را تلف کنید.
she is hurrying through her chores.
او کارهای خود را با عجله انجام میدهد.
he was hurrying down the street.
او با عجله در خیابان پایین میرفت.
don't hurry, we still have plenty of time.
عجله نکنید، هنوز زمان زیادی داریم.
they were hurrying to their destination.
آنها برای رسیدن به مقصد خود عجله میکردند.
she keeps hurrying, but nothing gets done.
او مدام عجله میکند، اما هیچ کاری انجام نمیشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید