hurrying

[ایالات متحده]/ˈhʌrɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɜːriɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری hurry؛ به کسی فشار آوردن که کاری را انجام دهد؛ به سرعت در یک جهت حرکت کردن؛ به سرعت با چیزی برخورد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hurrying home

شتاب گرفتن به خانه

hurrying along

شتاب گرفتن در طول

hurrying up

شتاب گرفتن

hurrying back

شتاب گرفتن برای بازگشت

hurrying to

شتاب گرفتن به سمت

hurrying out

شتاب گرفتن برای بیرون رفتن

hurrying through

شتاب گرفتن از میان

hurrying away

شتاب گرفتن برای دور شدن

hurrying past

شتاب گرفتن از کنار

hurrying before

شتاب گرفتن قبل از

جملات نمونه

she is hurrying to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس عجله می‌کند.

we are hurrying to finish the project on time.

ما برای اتمام پروژه به موقع عجله می‌کنیم.

he was hurrying because he was late for the meeting.

او عجله می‌کرد چون برای جلسه دیر شده بود.

they are hurrying to get to the concert before it starts.

آنها عجله می‌کنند تا قبل از شروع به کنسرت بروند.

stop hurrying and take your time.

دیگر عجله نکنید و وقت خود را تلف کنید.

she is hurrying through her chores.

او کارهای خود را با عجله انجام می‌دهد.

he was hurrying down the street.

او با عجله در خیابان پایین می‌رفت.

don't hurry, we still have plenty of time.

عجله نکنید، هنوز زمان زیادی داریم.

they were hurrying to their destination.

آنها برای رسیدن به مقصد خود عجله می‌کردند.

she keeps hurrying, but nothing gets done.

او مدام عجله می‌کند، اما هیچ کاری انجام نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید