trammelling

[ایالات متحده]/ˈtræm.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtræm.əl.ɪŋ/

ترجمه

v. محدود کردن یا مانع شدن؛ با تور گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

trammelling rules

قوانین ترملینگ

trammelling effects

اثرات ترملینگ

trammelling factors

عوامل ترملینگ

trammelling laws

قوانین ترملینگ

trammelling conditions

شرایط ترملینگ

trammelling issues

مشکلات ترملینگ

trammelling constraints

محدودیت‌های ترملینگ

trammelling practices

روش‌های ترملینگ

trammelling influences

تاثیرات ترملینگ

trammelling situations

وضعیت‌های ترملینگ

جملات نمونه

trammelling creativity can stifle innovation.

سرکوب خلاقیت می‌تواند نوآوری را خفه کند.

the rules are trammelling our ability to adapt.

قوانین توانایی ما را برای انطباق محدود می‌کنند.

his trammelling thoughts prevented him from expressing himself.

افکار محدود کننده او مانع از ابراز وجود او شد.

trammelling regulations can hinder business growth.

مقررات محدود کننده می‌تواند رشد کسب و کار را مختل کند.

she felt trammelled by the expectations of others.

او احساس می‌کرد که توسط انتظارات دیگران محدود شده است.

trammelling fears can prevent personal development.

ترس‌های محدود کننده می‌توانند از رشد شخصی جلوگیری کنند.

he refused to let trammelling doubts control his decisions.

او از دادن اجازه به تردیدهای محدود کننده برای کنترل تصمیماتش امتناع کرد.

trammelling traditions can slow societal progress.

رسوم محدود کننده می‌توانند پیشرفت جامعه را کند کنند.

they are trammelling their potential by not taking risks.

آنها با نادیده گرفتن ریسک‌ها، پتانسیل خود را محدود می‌کنند.

trammelling rules in the workplace can reduce morale.

قوانین محدود کننده در محل کار می‌توانند روحیه را کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید