transduced

[ایالات متحده]/trænˈsjuːst/
[بریتانیا]/trænˈsduːst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تبدیل شده (انرژی، سیگنال‌ها و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

transduced signals

سيگنال‌های تبدیل‌شده

transduced data

داده‌های تبدیل‌شده

transduced energy

انرژی تبدیل‌شده

transduced information

اطلاعات تبدیل‌شده

transduced stimuli

تحریک‌های تبدیل‌شده

transduced responses

پاسخ‌های تبدیل‌شده

transduced inputs

ورودی‌های تبدیل‌شده

transduced outputs

خروجی‌های تبدیل‌شده

transduced waves

امواج تبدیل‌شده

جملات نمونه

the energy was transduced into electrical signals.

انرژی به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل شد.

sound waves can be transduced by a microphone.

امواج صوتی می‌توانند توسط یک میکروفون تبدیل شوند.

light is transduced into neural impulses by the retina.

نور توسط شبکیه بهimpul impulses عصبی تبدیل می‌شود.

the sensor transduced the physical changes into data.

سنسور تغییرات فیزیکی را به داده تبدیل کرد.

in this process, the signal is transduced and amplified.

در این فرآیند، سیگنال تبدیل و تقویت می‌شود.

these cells transduce chemical signals into biological responses.

این سلول‌ها سیگنال‌های شیمیایی را به پاسخ‌های بیولوژیکی تبدیل می‌کنند.

the device transduced the input into a usable format.

دستگاه ورودی را به یک فرمت قابل استفاده تبدیل کرد.

transduced signals can provide valuable information.

سیگنال‌های تبدیل شده می‌توانند اطلاعات ارزشمندی ارائه دهند.

data is transduced from analog to digital form.

داده‌ها از آنالوگ به فرم دیجیتال تبدیل می‌شوند.

the system transduced the vibrations into sound waves.

سیستم ارتعاشات را به امواج صوتی تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید