transferrer

[ایالات متحده]/trænsˈfɜːrə/
[بریتانیا]/trænsˈfɜrər/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را منتقل می‌کند; شخصی که چیزی به او منتقل می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

data transferrer

انتقال‌دهنده داده

file transferrer

انتقال‌دهنده فایل

secure transferrer

انتقال‌دهنده امن

trusted transferrer

انتقال‌دهنده مورد اعتماد

automatic transferrer

انتقال‌دهنده خودکار

efficient transferrer

انتقال‌دهنده کارآمد

digital transferrer

انتقال‌دهنده دیجیتال

network transferrer

انتقال‌دهنده شبکه

file transfer transferrer

انتقال‌دهنده انتقال فایل

bulk transferrer

انتقال‌دهنده عمده

جملات نمونه

the transferrer must provide accurate information.

انتقال‌دهنده باید اطلاعات دقیقی ارائه دهد.

the transferrer is responsible for the transaction.

انتقال‌دهنده مسئول انجام تراکنش است.

please confirm the identity of the transferrer.

لطفاً هویت انتقال‌دهنده را تأیید کنید.

the transferrer completed the paperwork on time.

انتقال‌دهنده مدارک را به موقع تکمیل کرد.

the transferrer should keep all receipts.

انتقال‌دهنده باید تمام رسیدها را نگه دارد.

it’s important for the transferrer to follow the guidelines.

برای انتقال‌دهنده پیروی از دستورالعمل‌ها مهم است.

the transferrer has the right to cancel the request.

انتقال‌دهنده حق دارد درخواست را لغو کند.

the transferrer needs to verify the recipient's details.

انتقال‌دهنده باید جزئیات گیرنده را تأیید کند.

as a transferrer, you must ensure data security.

به عنوان یک انتقال‌دهنده، شما باید امنیت داده‌ها را تضمین کنید.

the transferrer will receive a confirmation email.

انتقال‌دهنده یک ایمیل تأییدیه دریافت خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید