transients

[ایالات متحده]/ˈtrænziənts/
[بریتانیا]/ˈtrænziənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور موقت در یک مکان اقامت دارند؛ مسافران گذرا؛ کارگران موقت

عبارات و ترکیب‌ها

transients only

فقط گذرا

transients detected

تشخیص گذرا

transients management

مدیریت گذرا

transients behavior

رفتار گذرا

transients analysis

تجزیه و تحلیل گذرا

transients data

اطلاعات گذرا

transients tracking

ردیابی گذرا

transients report

گزارش گذرا

transients session

جلسه گذرا

transients list

لیست گذرا

جملات نمونه

many cities struggle to accommodate transients.

بسیاری از شهرها برای اسکان مسافران مشکل دارند.

transients often face challenges in finding stable housing.

مسافران اغلب با چالش‌های یافتن مسکن پایدار روبرو هستند.

the shelter provides services for transients in need.

سرپناه خدمات لازم را برای مسافران نیازمند ارائه می دهد.

local businesses often depend on transients during peak seasons.

کسب و کارهای محلی اغلب در فصول اوج به مسافران وابسته هستند.

transients may contribute to the local economy.

مسافران ممکن است به اقتصاد محلی کمک کنند.

support programs are essential for helping transients.

برنامه‌های حمایتی برای کمک به مسافران ضروری هستند.

some transients prefer to travel light and move frequently.

برخی از مسافران ترجیح می دهند سبک سفر کنند و اغلب جابجا شوند.

the city organized events to engage with transients.

شهر رویدادهایی را برای تعامل با مسافران سازماندهی کرد.

transients often share their stories of travel and adventure.

مسافران اغلب داستان‌های سفر و ماجراجویی خود را به اشتراک می گذارند.

community outreach programs aim to support transients.

برنامه‌های ارتباط با جامعه هدف از حمایت از مسافران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید