transome

[ایالات متحده]/ˈtræn.səʊm/
[بریتانیا]/ˈtræn.soʊm/

ترجمه

n. یک عضو ساختاری افقی در بالای در یا پنجره
Word Forms
جمعtransomes

عبارات و ترکیب‌ها

transome data

داده‌های ترانسوم

transome signal

سیگنال ترانسوم

transome layer

لایه ترانسوم

transome process

فرآیند ترانسوم

transome network

شبکه ترانسوم

transome function

تابع ترانسوم

transome protocol

پروتکل ترانسوم

transome model

مدل ترانسوم

transome interface

رابط ترانسوم

transome system

سیستم ترانسوم

جملات نمونه

we need to transome our ideas into a workable plan.

ما نیاز داریم ایده‌های خود را به یک طرح قابل اجرا تبدیل کنیم.

it is essential to transome your thoughts clearly during the presentation.

در طول ارائه، بیان واضح افکار شما ضروری است.

they aim to transome the raw data into meaningful insights.

آنها قصد دارند داده‌های خام را به بینش‌های معنادار تبدیل کنند.

the artist managed to transome her emotions into a beautiful painting.

هنرمند توانست احساسات خود را به یک نقاشی زیبا تبدیل کند.

to succeed, we must transome challenges into opportunities.

برای موفقیت، ما باید چالش‌ها را به فرصت‌ها تبدیل کنیم.

he learned to transome criticism into motivation for improvement.

او یاد گرفت انتقاد را به انگیزه برای بهبود تبدیل کند.

they worked hard to transome their vision into reality.

آنها سخت برای تبدیل چشم‌انداز خود به واقعیت تلاش کردند.

it's important to transome feedback into actionable steps.

مهم است که بازخورد را به مراحل قابل اجرا تبدیل کنیم.

she has the ability to transome her dreams into achievable goals.

او توانایی تبدیل رویاهای خود به اهداف قابل دستیابی را دارد.

we should transome our plans into effective strategies for success.

ما باید برنامه‌های خود را به استراتژی‌های مؤثر برای موفقیت تبدیل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید