travelable

[ایالات متحده]/ˈtræv.əl.ə.bəl/
[بریتانیا]/ˈtræv.əl.ə.bəl/

ترجمه

adj. قابل سفر بر روی یا از طریق

عبارات و ترکیب‌ها

travelable distance

فاصله قابل سفر

travelable route

مسیر قابل سفر

travelable area

منطقه قابل سفر

travelable terrain

زمین قابل سفر

travelable path

مسیر قابل دسترس

travelable destination

مقصد قابل دسترس

travelable land

زمین قابل دسترس

travelable journey

سفر قابل دسترس

travelable options

گزینه‌های قابل دسترس

travelable experience

تجربه قابل دسترس

جملات نمونه

the mountain trails are travelable during the summer months.

مسیرهای کوهستانی در طول ماه‌های تابستان قابل پیمایش هستند.

only a few paths are travelable in winter due to heavy snow.

به دلیل بارش برف زیاد، تنها چند مسیر در زمستان قابل پیمایش هستند.

we need to find a travelable route for our road trip.

ما باید یک مسیر قابل پیمایش برای سفر جاده‌ای خود پیدا کنیم.

the travelable areas of the park are well marked on the map.

مناطق قابل پیمایش پارک به خوبی روی نقشه مشخص شده‌اند.

is this path travelable by bicycle?

آیا این مسیر با دوچرخه قابل پیمایش است؟

after the rain, the roads became less travelable.

بعد از باران، جاده‌ها کمتر قابل پیمایش شدند.

they are exploring travelable destinations for their vacation.

آنها در حال بررسی مقاصد قابل پیمایش برای تعطیلات خود هستند.

travelable terrain is essential for off-road vehicles.

زمین قابل پیمایش برای وسایل نقلیه خارج از جاده ضروری است.

check if the hiking trails are still travelable after the storm.

بررسی کنید که آیا مسیرهای پیاده‌روی همچنان بعد از طوفان قابل پیمایش هستند.

they mapped out all the travelable routes in the city.

آنها تمام مسیرهای قابل پیمایش را در شهر نقشه‌نگری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید