traversable path
مسیر قابل پیمایش
traversable network
شبکه قابل پیمایش
traversable terrain
زمین قابل پیمایش
traversable area
منطقه قابل پیمایش
traversable space
فضای قابل پیمایش
traversable route
مسیر قابل پیمایش
traversable zone
منطقه قابل پیمایش
traversable surface
سطح قابل پیمایش
traversable link
پیوند قابل پیمایش
traversable graph
گراف قابل پیمایش
the path through the forest is traversable even in winter.
حتی در زمستان، مسیر جنگل قابل عبور است.
make sure the bridge is traversable before crossing.
قبل از عبور، مطمئن شوید که پل قابل عبور است.
the terrain is rugged but still traversable by experienced hikers.
زمین ناهموار است اما همچنان برای کوهنوردان با تجربه قابل عبور است.
we need to find a traversable route for the vehicles.
ما باید یک مسیر قابل عبور برای وسایل نقلیه پیدا کنیم.
after the storm, the roads were barely traversable.
بعد از طوفان، جادهها به سختی قابل عبور بودند.
the river is traversable by canoe during the summer months.
دریاچه در طول ماههای تابستان با کایاک قابل عبور است.
he mapped out a traversable path for the expedition.
او یک مسیر قابل عبور برای экспедиция ترسیم کرد.
they ensured the hiking trails were traversable for all skill levels.
آنها اطمینان حاصل کردند که مسیرهای پیادهروی برای همه سطوح مهارت قابل عبور هستند.
is this area traversable for emergency vehicles?
آیا این منطقه برای وسایل نقلیه امدادی قابل عبور است؟
with the right equipment, the mountain is traversable year-round.
با تجهیزات مناسب، کوه در طول سال قابل عبور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید