crossable

[ایالات متحده]/ˈkrɒsəbl/
[بریتانیا]/ˈkrɔːsəbl/

ترجمه

adj. قابل عبور; (از گونه‌های مختلف) قادر به جفت‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

crossable bridge

پل عبور پذیر

crossable path

مسیر عبور پذیر

crossable river

رودخانه عبور پذیر

crossable terrain

زمین عبور پذیر

crossable distance

فاصله عبور پذیر

crossable fence

نرده عبور پذیر

crossable area

منطقه عبور پذیر

crossable gap

شکاف عبور پذیر

crossable boundary

مرز عبور پذیر

crossable obstacle

مانع عبور پذیر

جملات نمونه

the river is crossable during the summer months.

رودخانه در طول ماه‌های تابستان قابل عبور است.

they found a crossable path through the dense forest.

آنها یک مسیر قابل عبور در میان جنگل انبوه پیدا کردند.

is this bridge crossable by vehicles?

آیا این پل برای عبور وسایل نقلیه قابل عبور است؟

after the storm, the road was barely crossable.

بعد از طوفان، جاده به سختی قابل عبور بود.

the mountain pass is only crossable in the spring.

عبور از перева در فصل بهار تنها قابل عبور است.

make sure the stream is crossable before we proceed.

مطمئن شوید که جویبار قبل از ادامه دادن ما قابل عبور است.

the ice on the lake is not safe or crossable.

یخ روی دریاچه ایمن یا قابل عبور نیست.

they marked the crossable areas on the map.

آنها مناطق قابل عبور را روی نقشه مشخص کردند.

the trail is crossable but requires careful navigation.

مسیر قابل عبور است اما نیاز به مسیریابی دقیق دارد.

during low tide, the sandbar becomes crossable.

در هنگام زنده آب، شنیار قابل عبور می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید