trebled

[ایالات متحده]/ˈtrɛbld/
[بریتانیا]/ˈtrɛbld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) سه برابر افزایش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

trebled income

افزایش سه برابری درآمد

trebled efforts

تلاش‌های سه برابر

trebled risks

ریسک‌های سه برابر

trebled sales

فروش سه برابر

trebled costs

هزینه‌های سه برابر

trebled profits

سود سه برابر

trebled numbers

اعداد سه برابر

trebled capacity

ظرفیت سه برابر

trebled demand

تقاضای سه برابر

trebled funding

تامین مالی سه برابر

جملات نمونه

the company's profits trebled last year.

سود شرکت سال گذشته سه برابر شد.

her workload has trebled since the new project started.

بار کاری او از زمان شروع پروژه جدید سه برابر شده است.

the population of the city has trebled over the last decade.

جمعیت شهر در ده سال گذشته سه برابر شده است.

the price of the product has trebled due to high demand.

به دلیل تقاضای بالا، قیمت محصول سه برابر شده است.

her savings have trebled since she started investing.

پس انداز او از زمان شروع سرمایه گذاری سه برابر شده است.

the number of participants in the event has trebled this year.

تعداد شرکت کنندگان در این رویداد امسال سه برابر شده است.

his fame has trebled after the release of his new album.

شهرت او پس از انتشار آلبوم جدیدش سه برابر شده است.

our expenses have trebled since moving to the city.

هزینه های ما پس از نقل مکان به شهر سه برابر شده است.

the team's performance has trebled since the coach's arrival.

عملکرد تیم از زمان ورود مربی سه برابر شده است.

sales have trebled this quarter compared to last year.

فروش امسال نسبت به سال گذشته سه برابر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید