tremblers

[ایالات متحده]/ˈtrɛmblə/
[بریتانیا]/ˈtrɛmblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که لرزش دارد؛ دستگاهی که ارتعاشات تولید می‌کند؛ زنگ یا بوق؛ لرزاننده در ماشین‌ها؛ موجود لرزانی، مانند کبک

عبارات و ترکیب‌ها

trembler effect

اثر لرزش

trembler switch

کلید لرزش

trembler device

دستگاه لرزش

trembler signal

سیگنال لرزش

trembler motor

موتور لرزش

trembler circuit

مدار لرزش

trembler alarm

آژیر لرزش

trembler mechanism

مکانیزم لرزش

trembler sensor

حسگر لرزش

trembler warning

هشدار لرزش

جملات نمونه

the trembler shook the entire building.

لرزش کل ساختمان را به هم ریخت.

he is a natural trembler when it comes to public speaking.

وقتی صحبت از سخنرانی در جمع است، او به طور طبیعی مضطرب می‌شود.

the trembler's effects can be felt miles away.

اثرات لرزش را می‌توان کیلومترها دورتر احساس کرد.

she tried to calm the trembler during the earthquake.

او سعی کرد لرزش را در طول زلزله آرام کند.

the trembler was a sign of the approaching storm.

لرزش نشانه‌ای از طوفان قریب‌الوقوع بود.

he felt like a trembler in front of his boss.

او در مقابل رئیسش احساس ترس و لرز می‌کرد.

the trembler in her voice revealed her nervousness.

لرزش در صدای او نشان‌دهنده عصبی بودن او بود.

after the trembler, the crowd started to panic.

پس از لرزش، جمعیت شروع به وحشت کرد.

the trembler device is used for testing structures.

دستگاه لرزش برای آزمایش سازه‌ها استفاده می‌شود.

he felt like a trembler when he received the award.

وقتی جایزه را دریافت کرد، احساس ترس و لرز می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید