tressel table
میز تورسِل
tressel bridge
پل تورسِل
tressel support
پشتیبانی تورسِل
tressel frame
قاب تورسِل
tressel beam
بار تورسِل
tressel structure
ساختار تورسِل
tressel leg
پای تورسِل
tressel design
طراحی تورسِل
tressel configuration
پیکربندی تورسِل
tressel assembly
مونتاژ تورسِل
the carpenter built a sturdy tressel for the table.
نجار یک خرپا محکم برای میز ساخت.
we set up the tressel to support the heavy beams.
ما خرپا را برای حمایت از تیرهای سنگین تنظیم کردیم.
the tressel was painted bright red for visibility.
خرپا به دلیل دید، به رنگ قرمز روشن رنگ آمیزی شد.
he used a tressel to display his artwork at the fair.
او از یک خرپا برای نمایش آثار هنری خود در نمایشگاه استفاده کرد.
the tressel legs were adjustable for uneven ground.
پایههای خرپا برای زمین ناهموار قابل تنظیم بودند.
she placed the tressel under the canvas for stability.
او برای استحکام، خرپا را زیر بوم قرار داد.
the tressel design allows for easy assembly and disassembly.
طراحی خرپا امکان مونتاژ و جداسازی آسان را فراهم می کند.
they used a tressel to support the makeshift stage.
آنها از یک خرپا برای حمایت از صحنه موقت استفاده کردند.
he crafted a wooden tressel for the outdoor picnic.
او یک خرپای چوبی برای پیک نیک در فضای باز ساخت.
the tressel bridge spanned the river beautifully.
پل خرپا به زیبایی بر روی رودخانه کشیده شده بود.
tressel table
میز تورسِل
tressel bridge
پل تورسِل
tressel support
پشتیبانی تورسِل
tressel frame
قاب تورسِل
tressel beam
بار تورسِل
tressel structure
ساختار تورسِل
tressel leg
پای تورسِل
tressel design
طراحی تورسِل
tressel configuration
پیکربندی تورسِل
tressel assembly
مونتاژ تورسِل
the carpenter built a sturdy tressel for the table.
نجار یک خرپا محکم برای میز ساخت.
we set up the tressel to support the heavy beams.
ما خرپا را برای حمایت از تیرهای سنگین تنظیم کردیم.
the tressel was painted bright red for visibility.
خرپا به دلیل دید، به رنگ قرمز روشن رنگ آمیزی شد.
he used a tressel to display his artwork at the fair.
او از یک خرپا برای نمایش آثار هنری خود در نمایشگاه استفاده کرد.
the tressel legs were adjustable for uneven ground.
پایههای خرپا برای زمین ناهموار قابل تنظیم بودند.
she placed the tressel under the canvas for stability.
او برای استحکام، خرپا را زیر بوم قرار داد.
the tressel design allows for easy assembly and disassembly.
طراحی خرپا امکان مونتاژ و جداسازی آسان را فراهم می کند.
they used a tressel to support the makeshift stage.
آنها از یک خرپا برای حمایت از صحنه موقت استفاده کردند.
he crafted a wooden tressel for the outdoor picnic.
او یک خرپای چوبی برای پیک نیک در فضای باز ساخت.
the tressel bridge spanned the river beautifully.
پل خرپا به زیبایی بر روی رودخانه کشیده شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید