bracket

[ایالات متحده]/ˈbrækɪt/
[بریتانیا]/ˈbrækɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمایت یا نصب؛ علامت نگارشی که به صورت جفت استفاده می‌شود
vt. درون براکت‌ها محصور کردن؛ جدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

square bracket

براکت مربعی

round bracket

براکت گرد

mounting bracket

براکت نصب

support bracket

براکت نگهدارنده

steel bracket

براکت فولادی

angle bracket

براکت زاویه دار

tax bracket

طبقه مالیاتی

hanging bracket

براکت آویزان

age bracket

محدوده سنی

bearing bracket

براکت تحمل بار

pipe bracket

براکت لوله

supporting bracket

براکت پشتیبان

جملات نمونه

The bracket came loose.

براکت شل شد.

the brackets triangulate the frame.

براکت‌ها قاب را به شکل مثلث در می‌آورند.

be bracketed into groups

به گروه‌ها تقسیم شوند

the lines of exhaustion bracketing his mouth.

خطوط خستگی که دهانش را احاطه کرده بود.

he bracketed off the question of God himself.

او سوال درباره خدا را کنار گذاشت.

Smith and John were bracketed for the first prize.

اسمیت و جان برای جایزه اول انتخاب شدند.

Put your name in brackets at the top of each page.

نام خود را در قسمت گوشه بالا (براکت) هر صفحه بنویسید.

Lot 121,a Louis XV Ormolu mounted bracket clock.

قطعه 121، ساعت دیواری با براکت و قاب Ormolu به سبک لوئیس پانزدهم.

Millions of families have climbed a bracket or two.

میلیون‌ها خانواده یک یا دو پله را طی کرده‌اند.

The teacher bracketed the mistakes in my homework.

معلم اشتباهات من را در تکالیفم مشخص کرد.

Don't bracket me with him just because we work for the same company.

من را با او مقایسه نکنید فقط چون برای یک شرکت مشابه کار می‌کنیم.

he is sometimes bracketed with the ‘new wave’ of film directors.

او گاهی اوقات با «موج جدید» کارگردانان فیلم مرتبط است.

After heart bracket art, prothorax still labor pains why?

پس از هنر براکت قلبی، درد زایمان در قسمت سینه هنوز چرا؟

eg:The bracker , was my father, gave us bracks as a reward when Tom and I were bracketed(Tom was bracketed with me )for the first prise.

به عنوان مثال: برکر، پدر من بود، به ما برکس جایزه می داد وقتی که تام و من برای جایزه اول انتخاب می شدیم (تام با من انتخاب شد).

Methods By adhering the bracket to the movable teeth and holding the butment erect or adjusting edentulous space depend on different clinical needs.

روش ها: با چسباندن براکت به دندان های متحرک و نگه داشتن نگهدارنده در حالت عمودی یا تنظیم فضای دندان های از دست رفته، به نیازهای بالینی متفاوت بستگی دارد.

The braiding method of the braiding bracket with the inner layer lingulate structure comprises a first braiding and a second braiding.

روش بافت‌بافی براکت بافت با ساختار زبانه داخلی شامل بافت اول و بافت دوم است.

In order to set up one or more attributes, a codifier should include the name of the attribute (using the same angle-brackets "<>" that are used to define mark-up labels) and its value.

برای تنظیم یک یا چند ویژگی، یک کدگذار باید نام ویژگی (با استفاده از همان زاویه-براکت‌ها «<>» که برای تعریف برچسب‌های نشانه‌گذاری استفاده می‌شوند) و مقدار آن را درج کند.

نمونه‌های واقعی

Right now, there are seven tax brackets.

در حال حاضر، هفت طبقه مالیاتی وجود دارد.

منبع: Economic Crash Course

And in the meantime, we bent that bracket.

در این میان، ما آن براکت را خم کردیم.

منبع: Modern Family - Season 10

That's right, Caty. That's called the bracket.

درسته، کتی. به آن براکت می‌گویند.

منبع: VOA Special August 2019 Collection

Your last question was about the marks you call round and square brackets.

سوال آخر شما در مورد علامتی بود که شما آنها را به عنوان براکت‌های گرد و مربعی می‌نامید.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

All right. So, bracket some of those thoughts for a moment.

باشه. پس، برخی از آن افکار را برای یک لحظه براکت کنید.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

690. The man tackling the drawback of the brackets runs a slack snack business.

690. مردی که در حال رفع مشکل براکت‌ها است، صاحب یک کسب و کار میان وعده شل است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The square brackets [] have several uses.

براکت‌های مربعی [] کاربردهای متعددی دارند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

What's this? -Chandler: I would have to say that is an L-shaped bracket.

این چیه؟ - چندلر: باید بگویم آن یک براکت به شکل L است.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

We're still bracketing questions about morality.

ما هنوز در حال براکت کردن سوالات مربوط به اخلاق هستیم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

The proposal does not include some key details, like specifics income levels for the new tax brackets.

این پیشنهاد شامل برخی جزئیات کلیدی مانند سطوح درآمد خاص برای طبقات مالیاتی جدید نیست.

منبع: CNN Selected October 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید