triable

[ایالات متحده]/ˈtraɪəbl/
[بریتانیا]/ˈtraɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل آزمایش یا بررسی در دادگاه؛ قابل قضاوت یا داوری

عبارات و ترکیب‌ها

triable offense

جنایت قابل پیگیری

triable matter

مورد قابل پیگیری

triable issue

مسئله قابل پیگیری

triable case

موارد قابل پیگیری

triable claim

ادعای قابل پیگیری

triable charges

اتهامات قابل پیگیری

triable dispute

اختلاف قابل پیگیری

triable violation

نقض قابل پیگیری

triable conduct

رفتار قابل پیگیری

جملات نمونه

the case is triable in a court of law.

پرونده را می‌توان در دادگاه بررسی کرد.

only serious offenses are triable by jury.

فقط جرایم جدی را می‌توان در دادگاه عالی‌فن بررسی کرد.

he was unsure if the matter was triable.

او مطمئن نبود که آیا موضوع قابل رسیدگی است یا خیر.

triable offenses vary by jurisdiction.

جرایم قابل رسیدگی بسته به حوزه قضایی متفاوت است.

legal experts debated what is triable under current law.

متخصصان حقوقی در مورد اینکه چه چیزی طبق قانون فعلی قابل رسیدگی است بحث کردند.

the judge determined the case was triable.

قاضی تصمیم گرفت که پرونده قابل رسیدگی است.

some civil matters are not triable in criminal court.

برخی از موارد مدنی را نمی توان در دادگاه کیفری بررسی کرد.

understanding what is triable is crucial for lawyers.

درک اینکه چه چیزی قابل رسیدگی است برای وکلا بسیار مهم است.

the defendant's actions were deemed triable by the prosecutor.

اقدامات متهم توسط دادستان قابل رسیدگی تشخیص داده شد.

not all disputes are triable in court.

همه اختلافات را نمی توان در دادگاه بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید