prosecutable offense
جرایم قابل تعقیب
not prosecutable
غیرقابل تعقیب
prosecutable conduct
رفتار قابل تعقیب
was prosecutable
قابل تعقیب بود
prosecuting prosecutable
تعقیب جرایم قابل تعقیب
potentially prosecutable
به طور بالقوه قابل تعقیب
highly prosecutable
بسیار قابل تعقیب
legally prosecutable
به لحاظ قانونی قابل تعقیب
further prosecutable
بیشتر قابل تعقیب
clearly prosecutable
به وضوح قابل تعقیب
the evidence suggested the actions were prosecutable, but further investigation was needed.
شواهد نشان میداد که اقدامات قابل پیگرد قانونی بودند، اما به تحقیقات بیشتری نیاز بود.
was the fraud case prosecutable in this jurisdiction?
آیا پرونده کلاهبرداری در این حوزه قضایی قابل پیگرد قانونی بود؟
the lawyer argued the conduct wasn't prosecutable due to lack of intent.
وکیل استدلال کرد که به دلیل فقدان قصد، این رفتار قابل پیگرد قانونی نبود.
the police determined the vandalism was not prosecutable.
پلیس متوجه شد که تخریب قابل پیگرد قانونی نیست.
the prosecutor assessed whether the charges were prosecutable.
دادستان ارزیابی کرد که آیا اتهامات قابل پیگرد قانونی هستند.
the company feared the allegations were prosecutable and settled out of court.
شرکت میترسید که ادعاها قابل پیگرد قانونی باشند و به طور خارج از دادگاه تسویه حساب کرد.
the judge ruled the evidence insufficient to make the case prosecutable.
قاضی حکم کرد که شواهد برای قابل پیگرد کردن پرونده کافی نیستند.
the internal investigation revealed no prosecutable offenses.
تحقیقات داخلی هیچ تخلف قابل پیگرد قانونی را نشان نداد.
the new law expanded the range of prosecutable crimes.
قانون جدید دامنه جرایم قابل پیگرد قانونی را گسترش داد.
it's crucial to determine if the matter is prosecutable before proceeding.
قبل از ادامه دادن، تعیین اینکه آیا موضوع قابل پیگرد قانونی است یا خیر، بسیار مهم است.
the team analyzed the data to identify prosecutable violations.
تیم دادهها را برای شناسایی تخلفات قابل پیگرد قانونی تجزیه و تحلیل کرد.
prosecutable offense
جرایم قابل تعقیب
not prosecutable
غیرقابل تعقیب
prosecutable conduct
رفتار قابل تعقیب
was prosecutable
قابل تعقیب بود
prosecuting prosecutable
تعقیب جرایم قابل تعقیب
potentially prosecutable
به طور بالقوه قابل تعقیب
highly prosecutable
بسیار قابل تعقیب
legally prosecutable
به لحاظ قانونی قابل تعقیب
further prosecutable
بیشتر قابل تعقیب
clearly prosecutable
به وضوح قابل تعقیب
the evidence suggested the actions were prosecutable, but further investigation was needed.
شواهد نشان میداد که اقدامات قابل پیگرد قانونی بودند، اما به تحقیقات بیشتری نیاز بود.
was the fraud case prosecutable in this jurisdiction?
آیا پرونده کلاهبرداری در این حوزه قضایی قابل پیگرد قانونی بود؟
the lawyer argued the conduct wasn't prosecutable due to lack of intent.
وکیل استدلال کرد که به دلیل فقدان قصد، این رفتار قابل پیگرد قانونی نبود.
the police determined the vandalism was not prosecutable.
پلیس متوجه شد که تخریب قابل پیگرد قانونی نیست.
the prosecutor assessed whether the charges were prosecutable.
دادستان ارزیابی کرد که آیا اتهامات قابل پیگرد قانونی هستند.
the company feared the allegations were prosecutable and settled out of court.
شرکت میترسید که ادعاها قابل پیگرد قانونی باشند و به طور خارج از دادگاه تسویه حساب کرد.
the judge ruled the evidence insufficient to make the case prosecutable.
قاضی حکم کرد که شواهد برای قابل پیگرد کردن پرونده کافی نیستند.
the internal investigation revealed no prosecutable offenses.
تحقیقات داخلی هیچ تخلف قابل پیگرد قانونی را نشان نداد.
the new law expanded the range of prosecutable crimes.
قانون جدید دامنه جرایم قابل پیگرد قانونی را گسترش داد.
it's crucial to determine if the matter is prosecutable before proceeding.
قبل از ادامه دادن، تعیین اینکه آیا موضوع قابل پیگرد قانونی است یا خیر، بسیار مهم است.
the team analyzed the data to identify prosecutable violations.
تیم دادهها را برای شناسایی تخلفات قابل پیگرد قانونی تجزیه و تحلیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید