tribesmen

[ایالات متحده]/ˈtraɪbzmen/
[بریتانیا]/ˈtraɪbzˌmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای مذکر یک قبیله

عبارات و ترکیب‌ها

tribesmen culture

فرهنگ عشایری

tribesmen customs

رسوم عشایری

tribesmen rights

حقوق عشایری

tribesmen lifestyle

سبک زندگی عشایری

tribesmen traditions

آد و رسوم عشایری

tribesmen beliefs

اعتقادات عشایری

tribesmen leaders

رهبران عشایری

tribesmen territory

سرزمین عشایری

tribesmen community

جامعه عشایری

tribesmen heritage

میراث عشایری

جملات نمونه

the tribesmen gathered around the fire.

قبایل دور آتش جمع شدند.

many tribesmen still practice their ancient traditions.

بسیاری از قبایل هنوز به سنت‌های باستانی خود پایبند هستند.

the tribesmen shared stories of their ancestors.

قبایل داستان‌های نیاکان خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

tribesmen often engage in traditional dances.

قبایل اغلب در رقص‌های سنتی شرکت می‌کنند.

some tribesmen are skilled craftsmen.

برخی از قبایل صنعتگر ماهر هستند.

the tribesmen welcomed the visitors with open arms.

قبایل با آغوش باز از بازدیدکنندگان استقبال کردند.

tribesmen rely on the land for their livelihood.

قبایل برای کسب روزی خود به زمین متکی هستند.

respect for nature is a value among tribesmen.

احترام به طبیعت از ارزش‌های مورد توجه قبایل است.

the tribesmen are known for their colorful clothing.

قبایل به خاطر لباس‌های رنگارنگشان مشهور هستند.

tribesmen often participate in community rituals.

قبایل اغلب در آیین‌های اجتماعی شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید