tricolor

[ایالات متحده]/ˈtrikələ/
[بریتانیا]/'traɪ,kʌlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سه‌رنگ، پرچم یا نمادی با سه رنگ، سه رنگ اصلی
adj. سه‌رنگ، دارای سه رنگ.
Word Forms
جمعtricolors

عبارات و ترکیب‌ها

tricolor flag

پرچم سه رنگ

tricolor pasta

پاستای سه رنگ

tricolor salad

سالاد سه رنگ

tricolor tortellini

تورلینی سه رنگ

tricolor pepper

فلفل سه رنگ

tricolor quinoa

کینوا سه رنگ

tricolor yarn

نخ سه رنگ

جملات نمونه

And then, Lieutenant Gillenormand sometimes came in his uniform, with the tricolored cockade.

و سپس، ستوان گیلنورماند گاهی اوقات با یونیفرم خود، با نشان سه‌رنگه می‌آمد.

The tricolor flag waved proudly in the wind.

پرچم سه رنگ با افتخار در باد به اهتزاز درآمد.

She wore a beautiful tricolor scarf around her neck.

او یک روسری سه رنگ زیبا دور گردنش انداخت.

The tricolor pasta salad was a hit at the party.

سالاد پاستای سه رنگ در مهمانی بسیار محبوب بود.

The tricolor peppers added a pop of color to the dish.

فلفل های سه رنگ رنگی به غذا اضافه کردند.

The tricolor dessert was a delicious combination of flavors.

دسر سه رنگ ترکیبی خوشمزه از طعم ها بود.

The tricolor flower arrangement brightened up the room.

چیدمان گل های سه رنگ اتاق را روشن کرد.

The tricolor belt completed her outfit perfectly.

کمربند سه رنگ به طور کامل لباس او را تکمیل کرد.

The tricolor paint palette offered a range of vibrant colors.

صفحه رنگ سه رنگ طیف وسیعی از رنگ های زنده را ارائه می داد.

The tricolor cockade was a symbol of revolution.

نشان سه رنگ نماد انقلاب بود.

The tricolor theme ran throughout the entire event.

موضوع سه رنگ در طول کل رویداد ادامه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید