trimness factor
ضریب تناسب
trimness level
سطح تناسب
trimness style
سبک تناسب
trimness ratio
نسبت تناسب
trimness assessment
ارزیابی تناسب
trimness measurement
اندازه گیری تناسب
trimness quality
کیفیت تناسب
trimness criteria
معیارهای تناسب
trimness check
بررسی تناسب
trimness guide
راهنمای تناسب
her trimness was evident in the way she carried herself.
ظرافت و خوشتیپ بودن او در نحوه راه رفتنش مشهود بود.
the athlete's trimness contributed to his speed and agility.
خوشتیپی ورزشکار به سرعت و چابکی او کمک کرد.
maintaining a certain trimness is important for overall health.
حفظ یک میزان خوشتیپی برای سلامتی کلی مهم است.
she admired the trimness of the new sports car.
او از خوشتیپ بودن ماشین ورزشی جدید تحسین کرد.
the trimness of the garden made it a popular spot for visitors.
خوشتیپی باغ آن را به یک مکان محبوب برای بازدیدکنندگان تبدیل کرد.
his trimness was a result of years of disciplined training.
خوشتیپی او نتیجه سالها آموزش منظم بود.
trimness in clothing can enhance one's appearance.
خوشتیپی در لباس میتواند ظاهر یک فرد را بهبود بخشد.
the trimness of the furniture gave the room a modern look.
خوشتیپی مبلمان به اتاق ظاهری مدرن بخشید.
she focused on achieving a trimness that suited her style.
او بر دستیابی به یک خوشتیپی که با سبک او مطابقت داشت تمرکز کرد.
trimness in design often leads to more functionality.
خوشتیپی در طراحی اغلب منجر به کاربردیتر شدن آن میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید