tripwire

[ایالات متحده]/ˈtrɪpˌwaɪə/
[بریتانیا]/ˈtrɪpˌwaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیمی که، وقتی فعال شود، یک دستگاه یا زنگ خطر را فعال می‌کند
Word Forms
جمعtripwires

عبارات و ترکیب‌ها

tripwire alert

هشدار سیماره

tripwire sensor

حسگر سیماره

tripwire system

سیستم سیماره

tripwire mechanism

مکانیزم سیماره

tripwire trigger

فعال‌ساز سیماره

tripwire detection

تشخیص سیماره

tripwire function

عملکرد سیماره

tripwire network

شبکه سیماره

tripwire device

دستگاه سیماره

tripwire setup

راه‌اندازی سیماره

جملات نمونه

the soldier set up a tripwire to alert him of intruders.

سرباز برای هشدار در مورد متجاوزین یک طنابک فعال نصب کرد.

the tripwire mechanism was designed to trigger an alarm.

مکانیزم طنابک فعال برای فعال کردن آلارم طراحی شده بود.

he carefully avoided the tripwire while navigating the dark room.

او در حالی که در اتاق تاریک حرکت می کرد، با دقت از طنابک فعال اجتناب کرد.

the security system included a tripwire for added protection.

سیستم امنیتی شامل یک طنابک فعال برای محافظت بیشتر بود.

the detective discovered a tripwire in the abandoned warehouse.

مامور پلیس یک طنابک فعال را در انبار متروکه کشف کرد.

they used a tripwire to catch the thief in the act.

آنها از یک طنابک فعال برای دستگیری دزد در صحنه استفاده کردند.

the tripwire snapped, signaling that someone had crossed the line.

طنابک فعال پرید و نشان داد که کسی خط را عبور کرده است.

setting up a tripwire requires careful planning and execution.

راه اندازی یک طنابک فعال نیاز به برنامه ریزی و اجرا دقیق دارد.

in the movie, the hero evaded the tripwire just in time.

در فیلم، قهرمان درست به موقع از طنابک فعال اجتناب کرد.

the tripwire was hidden beneath the leaves to prevent detection.

طنابک فعال زیر برگها پنهان شده بود تا از شناسایی جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید