trogloxenic species
گونههای تروگلوکسی
trogloxenic organisms
سازمانهای تروگلوکسی
trogloxenic fauna
فانا تروگلوکسی
trogloxenic insects
حشرات تروگلوکسی
trogloxenic animals
حیوانات تروگلوکسی
trogloxenic bats
مگسهای تروگلوکسی
trogloxenic mammals
پستانداران تروگلوکسی
trogloxenic visitor
بازدیدکننده تروگلوکسی
trogloxenic arthropods
آرترپودهای تروگلوکسی
trogloxenic behavior
رفتار تروگلوکسی
the bear is a classic trogloxenic species that occasionally seeks shelter in caves during winter.
خرس یک گونه کلاسیک تروگلوکسینیک است که به طور میانجی به دنبال پناهگاه در ایستگاههای زمستانی میگردد.
many trogloxenic animals use caves as temporary refuges but return to surface habitats.
بسیاری از حیوانات تروگلوکسینیک ایستگاهها را به عنوان پناهگاههای موقتی استفاده میکنند اما به محیطهای سطحی بازگشت مییابند.
bats are often confused with trogloxenic species, but they are actually troglobiotic.
کفپاکها اغلب با گونههای تروگلوکسینیک اشتباه گرفته میشوند، اما در واقع تروگلو بیوتیک هستند.
the raccoon demonstrates trogloxenic behavior by exploring cave entrances for food.
کوکاکو با بررسی ورودیهای ایستگاهها به دنبال غذا، رفتار تروگلوکسینیک را نشان میدهد.
some trogloxenic insects enter caves to escape predators but do not live there permanently.
برخی از حشرات تروگلوکسینیک به ایستگاهها وارد میشوند تا از شکارچیان فرار کنند، اما به طور دائم در آنجا زندگی نمیکنند.
unlike troglobites, trogloxenic organisms cannot complete their entire life cycle underground.
در مقابل تروگلو بیتها، سازگاران تروگلوکسینیک نمیتوانند چرخه زندگی کامل خود را زیر زمین به پایان برسانند.
the cave bear was a famous trogloxenic mammal that inhabited european caverns.
خرس ایستگاهی یک پستاندار معروف تروگلوکسینیک بود که در غارهای اروپا زندگی میکرد.
researchers study trogloxenic fauna to understand animal adaptation to extreme environments.
پژوهشگران گونههای تروگلوکسینیک را مطالعه میکنند تا سازگاری حیوانات با محیطهای شدید را درک کنند.
bears, raccoons, and foxes are common trogloxenic mammals found near cave systems.
خرسها، کوکاکوها و خوکهای گربهای از پستانداران تروگلوکسینیک رایجی هستند که در نزدیکی سیستمهای ایستگاهی یافت میشوند.
trogloxenic species play important ecological roles in cave ecosystems as occasional visitors.
گونههای تروگلوکسینیک نقشهای اکولوژیکی مهمی در سیستمهای ایستگاهی به عنوان بازدیدکنندگان موقتی ایفا میکنند.
the deer mouse exhibits trogloxenic tendencies, occasionally nesting in cave passages.
گرگ مارنیک تمایلهای تروگلوکسینیک را نشان میدهد، به طور میانجی در مسیرهای ایستگاهی تخمگذاری میکند.
understanding trogloxenic habitat use helps conservationists protect both surface and underground environments.
درک استفاده از محیط زیست تروگلوکسینیک به حفاظتگران کمک میکند تا هر دو محیط سطحی و زیر زمینی را حفظ کنند.
trogloxenic species
گونههای تروگلوکسی
trogloxenic organisms
سازمانهای تروگلوکسی
trogloxenic fauna
فانا تروگلوکسی
trogloxenic insects
حشرات تروگلوکسی
trogloxenic animals
حیوانات تروگلوکسی
trogloxenic bats
مگسهای تروگلوکسی
trogloxenic mammals
پستانداران تروگلوکسی
trogloxenic visitor
بازدیدکننده تروگلوکسی
trogloxenic arthropods
آرترپودهای تروگلوکسی
trogloxenic behavior
رفتار تروگلوکسی
the bear is a classic trogloxenic species that occasionally seeks shelter in caves during winter.
خرس یک گونه کلاسیک تروگلوکسینیک است که به طور میانجی به دنبال پناهگاه در ایستگاههای زمستانی میگردد.
many trogloxenic animals use caves as temporary refuges but return to surface habitats.
بسیاری از حیوانات تروگلوکسینیک ایستگاهها را به عنوان پناهگاههای موقتی استفاده میکنند اما به محیطهای سطحی بازگشت مییابند.
bats are often confused with trogloxenic species, but they are actually troglobiotic.
کفپاکها اغلب با گونههای تروگلوکسینیک اشتباه گرفته میشوند، اما در واقع تروگلو بیوتیک هستند.
the raccoon demonstrates trogloxenic behavior by exploring cave entrances for food.
کوکاکو با بررسی ورودیهای ایستگاهها به دنبال غذا، رفتار تروگلوکسینیک را نشان میدهد.
some trogloxenic insects enter caves to escape predators but do not live there permanently.
برخی از حشرات تروگلوکسینیک به ایستگاهها وارد میشوند تا از شکارچیان فرار کنند، اما به طور دائم در آنجا زندگی نمیکنند.
unlike troglobites, trogloxenic organisms cannot complete their entire life cycle underground.
در مقابل تروگلو بیتها، سازگاران تروگلوکسینیک نمیتوانند چرخه زندگی کامل خود را زیر زمین به پایان برسانند.
the cave bear was a famous trogloxenic mammal that inhabited european caverns.
خرس ایستگاهی یک پستاندار معروف تروگلوکسینیک بود که در غارهای اروپا زندگی میکرد.
researchers study trogloxenic fauna to understand animal adaptation to extreme environments.
پژوهشگران گونههای تروگلوکسینیک را مطالعه میکنند تا سازگاری حیوانات با محیطهای شدید را درک کنند.
bears, raccoons, and foxes are common trogloxenic mammals found near cave systems.
خرسها، کوکاکوها و خوکهای گربهای از پستانداران تروگلوکسینیک رایجی هستند که در نزدیکی سیستمهای ایستگاهی یافت میشوند.
trogloxenic species play important ecological roles in cave ecosystems as occasional visitors.
گونههای تروگلوکسینیک نقشهای اکولوژیکی مهمی در سیستمهای ایستگاهی به عنوان بازدیدکنندگان موقتی ایفا میکنند.
the deer mouse exhibits trogloxenic tendencies, occasionally nesting in cave passages.
گرگ مارنیک تمایلهای تروگلوکسینیک را نشان میدهد، به طور میانجی در مسیرهای ایستگاهی تخمگذاری میکند.
understanding trogloxenic habitat use helps conservationists protect both surface and underground environments.
درک استفاده از محیط زیست تروگلوکسینیک به حفاظتگران کمک میکند تا هر دو محیط سطحی و زیر زمینی را حفظ کنند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now