trolling

[ایالات متحده]/ˈtrɒlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrɔːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشیدن یک خط طعمه‌دار پشت قایق
v. به طور شاداب آواز خواندن؛ چرخاندن؛ ماهی‌گیری با کشیدن یک خط طعمه‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

trolling behavior

رفتار ترافیکی

trolling comments

نظرات ترافیکی

trolling tactics

تاکتیک‌های ترافیکی

trolling online

ترافیک اینترنتی

trolling culture

فرهنگ ترافیکی

trolling incidents

حوادث ترافیکی

trolling accounts

حساب‌های ترافیکی

trolling techniques

تکنیک‌های ترافیکی

trolling activities

فعالیت‌های ترافیکی

trolling posts

پست‌های ترافیکی

جملات نمونه

trolling online can lead to serious consequences.

اینترنت می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he enjoys trolling his friends for fun.

او از دست انداختن دوستانش برای تفریح لذت می برد.

trolling is often seen as a form of harassment.

دست انداختن اغلب به عنوان نوعی آزار و اذیت تلقی می شود.

she was accused of trolling in the comment section.

او به دست انداختن در بخش نظرات متهم شد.

many people find trolling to be annoying.

بسیاری از مردم دست انداختن را آزاردهنده می دانند.

trolling can escalate into serious arguments.

دست انداختن می تواند به بحث های جدی تبدیل شود.

he was banned for trolling during the livestream.

او به دلیل دست انداختن در طول پخش زنده ممنوع شد.

the internet is full of trolling behavior.

اینترنت پر از رفتار دست انداختن است.

some people think trolling is just a joke.

برخی از مردم فکر می کنند دست انداختن فقط یک شوخی است.

effective moderation can reduce trolling in forums.

مدریت موثر می تواند دست انداختن را در انجمن ها کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید