the serial troublers were finally identified after months of investigation.
تخریبکنندگان متوالی در نهایت پس از ماهها تحقیق شناسایی شدند.
political troublers often exploit social media to spread misinformation.
تخریبکنندگان سیاسی اغلب از رسانههای اجتماعی برای پخش اطلاعات نادرست استفاده میکنند.
the company fired the chief troublers who were undermining team morale.
شرکت از رییس تخریبکنندگان که روح میانهای تیم را زیر پا میگذاشتند، کنار گذاشت.
known troublers should be banned from future events.
تخریبکنندگان شناخته شده باید از رویدادهای آینده ممنوع شوند.
internet troublers hide behind anonymous accounts to harass others.
تخریبکنندگان اینترنتی پشت حسابهای ناشناسی پنهان میشوند تا دیگران را م harass کنند.
the documentary exposed the corporate troublers who prioritized profits over safety.
مستند این تخریبکنندگان کارآفرینی را آشکار کرد که سودآوری را بر امنیت ترجیح میدادند.
habitual troublers rarely change their disruptive behavior.
تخریبکنندگان معمولی اغلب رفتار مخرب خود را تغییر نمیدهند.
school administrators struggle to deal with persistent troublers.
مدیران مدرسه با مقابله با تخریبکنندگان مکرر که دشوار است، کار دشواری دارند.
the team removed the major troublers who constantly created conflicts.
تیم تخریبکنندگان اصلی را که به طور مداوم درگیریها ایجاد میکردند، حذف کرد.
social media platforms are struggling to combat professional troublers.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در مقابله با تخریبکنندگان حرفهای کار دشواری دارند.
neighborhood troublers have been causing disturbances for years.
تخریبکنندگان محله برای سالها از همزیستیهای نامطلوب ایجاد کردهاند.
the club banned several known troublers after repeated incidents.
کلوب پس از وقوع مکرر حوادث، چندین تخریبکننده شناخته شده را ممنوع کرد.
the serial troublers were finally identified after months of investigation.
تخریبکنندگان متوالی در نهایت پس از ماهها تحقیق شناسایی شدند.
political troublers often exploit social media to spread misinformation.
تخریبکنندگان سیاسی اغلب از رسانههای اجتماعی برای پخش اطلاعات نادرست استفاده میکنند.
the company fired the chief troublers who were undermining team morale.
شرکت از رییس تخریبکنندگان که روح میانهای تیم را زیر پا میگذاشتند، کنار گذاشت.
known troublers should be banned from future events.
تخریبکنندگان شناخته شده باید از رویدادهای آینده ممنوع شوند.
internet troublers hide behind anonymous accounts to harass others.
تخریبکنندگان اینترنتی پشت حسابهای ناشناسی پنهان میشوند تا دیگران را م harass کنند.
the documentary exposed the corporate troublers who prioritized profits over safety.
مستند این تخریبکنندگان کارآفرینی را آشکار کرد که سودآوری را بر امنیت ترجیح میدادند.
habitual troublers rarely change their disruptive behavior.
تخریبکنندگان معمولی اغلب رفتار مخرب خود را تغییر نمیدهند.
school administrators struggle to deal with persistent troublers.
مدیران مدرسه با مقابله با تخریبکنندگان مکرر که دشوار است، کار دشواری دارند.
the team removed the major troublers who constantly created conflicts.
تیم تخریبکنندگان اصلی را که به طور مداوم درگیریها ایجاد میکردند، حذف کرد.
social media platforms are struggling to combat professional troublers.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در مقابله با تخریبکنندگان حرفهای کار دشواری دارند.
neighborhood troublers have been causing disturbances for years.
تخریبکنندگان محله برای سالها از همزیستیهای نامطلوب ایجاد کردهاند.
the club banned several known troublers after repeated incidents.
کلوب پس از وقوع مکرر حوادث، چندین تخریبکننده شناخته شده را ممنوع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید