trouncing

[ایالات متحده]/ˈtraʊnsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtraʊnsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور قاطع شکست دادن؛ به شدت ضربه زدن؛ به شدت توبیخ کردن؛ سرزنش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

trouncing the competition

غلبه بر رقابت

trouncing the opponent

غلبه بر حریف

trouncing expectations

غلبه بر انتظارات

trouncing the rivals

غلبه بر رقیبان

trouncing the field

غلبه بر همه

trouncing in style

برد با سبک

trouncing the rest

غلبه بر بقیه

trouncing the odds

غلبه بر شانس‌ها

trouncing with ease

برد با سهولت

trouncing all challengers

غلبه بر تمام مدعیان

جملات نمونه

the team is trouncing their opponents this season.

تیم این فصل حریفان خود را با نتیجه‌ای قاطع شکست می‌دهد.

she felt a sense of triumph after trouncing her competition.

او بعد از شکست دادن رقبا، احساس غرور و پیروزی کرد.

the politician won the election by trouncing his rivals.

آن سیاستمدار با شکست دادن رقبای خود، انتخابات را برد.

his trouncing of the quiz was unexpected.

برتری غیرمنتظره او در آزمون.

the coach praised the players for trouncing the rival team.

مربی بازیکنان را به خاطر شکست دادن تیم رقیب تحسین کرد.

they celebrated their trouncing of the championship game.

آنها پیروزی خود در بازی قهرمانی را جشن گرفتند.

the movie received mixed reviews despite trouncing the box office.

با وجود موفقیت در گیشه، فیلم نظرات متفاوتی دریافت کرد.

he was known for trouncing his opponents in debates.

او به خاطر شکست دادن حریفانش در مناظرات شناخته می‌شد.

the children enjoyed trouncing their parents at the game.

کودکان از شکست دادن والدین خود در بازی لذت بردند.

after trouncing the competition, they were confident for the next round.

پس از شکست دادن رقبا، آنها برای دور بعدی اعتماد به نفس داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید