trouncing the competition
غلبه بر رقابت
trouncing the opponent
غلبه بر حریف
trouncing expectations
غلبه بر انتظارات
trouncing the rivals
غلبه بر رقیبان
trouncing the field
غلبه بر همه
trouncing in style
برد با سبک
trouncing the rest
غلبه بر بقیه
trouncing the odds
غلبه بر شانسها
trouncing with ease
برد با سهولت
trouncing all challengers
غلبه بر تمام مدعیان
the team is trouncing their opponents this season.
تیم این فصل حریفان خود را با نتیجهای قاطع شکست میدهد.
she felt a sense of triumph after trouncing her competition.
او بعد از شکست دادن رقبا، احساس غرور و پیروزی کرد.
the politician won the election by trouncing his rivals.
آن سیاستمدار با شکست دادن رقبای خود، انتخابات را برد.
his trouncing of the quiz was unexpected.
برتری غیرمنتظره او در آزمون.
the coach praised the players for trouncing the rival team.
مربی بازیکنان را به خاطر شکست دادن تیم رقیب تحسین کرد.
they celebrated their trouncing of the championship game.
آنها پیروزی خود در بازی قهرمانی را جشن گرفتند.
the movie received mixed reviews despite trouncing the box office.
با وجود موفقیت در گیشه، فیلم نظرات متفاوتی دریافت کرد.
he was known for trouncing his opponents in debates.
او به خاطر شکست دادن حریفانش در مناظرات شناخته میشد.
the children enjoyed trouncing their parents at the game.
کودکان از شکست دادن والدین خود در بازی لذت بردند.
after trouncing the competition, they were confident for the next round.
پس از شکست دادن رقبا، آنها برای دور بعدی اعتماد به نفس داشتند.
trouncing the competition
غلبه بر رقابت
trouncing the opponent
غلبه بر حریف
trouncing expectations
غلبه بر انتظارات
trouncing the rivals
غلبه بر رقیبان
trouncing the field
غلبه بر همه
trouncing in style
برد با سبک
trouncing the rest
غلبه بر بقیه
trouncing the odds
غلبه بر شانسها
trouncing with ease
برد با سهولت
trouncing all challengers
غلبه بر تمام مدعیان
the team is trouncing their opponents this season.
تیم این فصل حریفان خود را با نتیجهای قاطع شکست میدهد.
she felt a sense of triumph after trouncing her competition.
او بعد از شکست دادن رقبا، احساس غرور و پیروزی کرد.
the politician won the election by trouncing his rivals.
آن سیاستمدار با شکست دادن رقبای خود، انتخابات را برد.
his trouncing of the quiz was unexpected.
برتری غیرمنتظره او در آزمون.
the coach praised the players for trouncing the rival team.
مربی بازیکنان را به خاطر شکست دادن تیم رقیب تحسین کرد.
they celebrated their trouncing of the championship game.
آنها پیروزی خود در بازی قهرمانی را جشن گرفتند.
the movie received mixed reviews despite trouncing the box office.
با وجود موفقیت در گیشه، فیلم نظرات متفاوتی دریافت کرد.
he was known for trouncing his opponents in debates.
او به خاطر شکست دادن حریفانش در مناظرات شناخته میشد.
the children enjoyed trouncing their parents at the game.
کودکان از شکست دادن والدین خود در بازی لذت بردند.
after trouncing the competition, they were confident for the next round.
پس از شکست دادن رقبا، آنها برای دور بعدی اعتماد به نفس داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید