trubs

[ایالات متحده]/trʌb/
[بریتانیا]/trʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باقی‌مانده خنک‌کننده؛ محتوای شیل زغال‌سنگ

عبارات و ترکیب‌ها

trub removal

حذف تروب

trub buildup

تجمع تروب

trub level

سطح تروب

trub separation

جداسازی تروب

trub collection

جمع‌آوری تروب

trub management

مدیریت تروب

trub analysis

تجزیه و تحلیل تروب

trub handling

رساندن تروب

trub composition

ترکیب تروب

trub characteristics

ویژگی‌های تروب

جملات نمونه

he had to trub his way through the crowd.

او مجبور بود راه خود را از میان جمعیت باز کند.

she felt the trub of the water against the boat.

او ضربه آب را به سمت قایق احساس کرد.

they decided to trub the project until next year.

آنها تصمیم گرفتند پروژه را تا سال آینده به تعویق بیندازند.

we need to trub the issue before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم گیری، موضوع را بررسی کنیم.

he always trubs his friends for help.

او همیشه از دوستانش برای کمک می‌خواست.

she had to trub through the paperwork to find the details.

او مجبور بود برای یافتن جزئیات، مدارها را بررسی کند.

it's important to trub your feelings honestly.

بیان صادقانه احساساتتان مهم است.

he managed to trub the difficult conversation.

او توانست مکالمه دشوار را انجام دهد.

she loves to trub with new recipes in the kitchen.

او عاشق امتحان دستور العمل های جدید در آشپزخانه است.

they will trub the event to next month.

آنها رویداد را به ماه آینده منتقل خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید