trub removal
حذف تروب
trub buildup
تجمع تروب
trub level
سطح تروب
trub separation
جداسازی تروب
trub collection
جمعآوری تروب
trub management
مدیریت تروب
trub analysis
تجزیه و تحلیل تروب
trub handling
رساندن تروب
trub composition
ترکیب تروب
trub characteristics
ویژگیهای تروب
he had to trub his way through the crowd.
او مجبور بود راه خود را از میان جمعیت باز کند.
she felt the trub of the water against the boat.
او ضربه آب را به سمت قایق احساس کرد.
they decided to trub the project until next year.
آنها تصمیم گرفتند پروژه را تا سال آینده به تعویق بیندازند.
we need to trub the issue before making a decision.
ما باید قبل از تصمیم گیری، موضوع را بررسی کنیم.
he always trubs his friends for help.
او همیشه از دوستانش برای کمک میخواست.
she had to trub through the paperwork to find the details.
او مجبور بود برای یافتن جزئیات، مدارها را بررسی کند.
it's important to trub your feelings honestly.
بیان صادقانه احساساتتان مهم است.
he managed to trub the difficult conversation.
او توانست مکالمه دشوار را انجام دهد.
she loves to trub with new recipes in the kitchen.
او عاشق امتحان دستور العمل های جدید در آشپزخانه است.
they will trub the event to next month.
آنها رویداد را به ماه آینده منتقل خواهند کرد.
trub removal
حذف تروب
trub buildup
تجمع تروب
trub level
سطح تروب
trub separation
جداسازی تروب
trub collection
جمعآوری تروب
trub management
مدیریت تروب
trub analysis
تجزیه و تحلیل تروب
trub handling
رساندن تروب
trub composition
ترکیب تروب
trub characteristics
ویژگیهای تروب
he had to trub his way through the crowd.
او مجبور بود راه خود را از میان جمعیت باز کند.
she felt the trub of the water against the boat.
او ضربه آب را به سمت قایق احساس کرد.
they decided to trub the project until next year.
آنها تصمیم گرفتند پروژه را تا سال آینده به تعویق بیندازند.
we need to trub the issue before making a decision.
ما باید قبل از تصمیم گیری، موضوع را بررسی کنیم.
he always trubs his friends for help.
او همیشه از دوستانش برای کمک میخواست.
she had to trub through the paperwork to find the details.
او مجبور بود برای یافتن جزئیات، مدارها را بررسی کند.
it's important to trub your feelings honestly.
بیان صادقانه احساساتتان مهم است.
he managed to trub the difficult conversation.
او توانست مکالمه دشوار را انجام دهد.
she loves to trub with new recipes in the kitchen.
او عاشق امتحان دستور العمل های جدید در آشپزخانه است.
they will trub the event to next month.
آنها رویداد را به ماه آینده منتقل خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید