trudger

[ایالات متحده]/ˈtrʌdʒə/
[بریتانیا]/ˈtrʌdʒər/

ترجمه

n. شخصی که با زحمت یا دشواری راه می‌رود
شکل‌های واژه
جمعtrudgers

عبارات و ترکیب‌ها

hard trudger

سعی کننده سخت

daily trudger

سعی کننده روزانه

tired trudger

سعی کننده خسته

slow trudger

سعی کننده آهسته

weary trudger

سعی کننده رنجور

persistent trudger

سعی کننده پیگیر

lonely trudger

سعی کننده تنها

reluctant trudger

سعی کننده اکراهی

tireless trudger

سعی کننده بی وقفه

casual trudger

سعی کننده اتفاقی

جملات نمونه

he is a real trudger, always pushing through the hardest tasks.

او یک تلاشگر واقعی است، همیشه از سخت ترین کارها عبور می کند.

as a trudger, she never gives up, no matter the obstacles.

به عنوان یک تلاشگر، او هرگز تسلیم نمی شود، مهم نیست چه موانعی وجود دارد.

the trudger in the team inspired everyone with his determination.

تلاشگر در تیم، با اراده خود همه را الهام بخشید.

being a trudger means you have to embrace challenges.

بودن یک تلاشگر به این معنی است که شما باید چالش ها را بپذیرید.

she was known as a trudger, always the last to leave the office.

او به عنوان یک تلاشگر شناخته می شد، همیشه آخر کسی بود که از دفتر خارج می شود.

the trudger mentality is essential for achieving long-term goals.

ذهنیت تلاشگر برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.

as a trudger, he often works late into the night.

به عنوان یک تلاشگر، او اغلب تا دیروقت کار می کند.

being a trudger has its rewards, like personal growth and success.

بودن یک تلاشگر پاداش های خود را دارد، مانند رشد شخصی و موفقیت.

the trudger's journey is filled with lessons and experiences.

سفر تلاشگر پر از درس و تجربه است.

every trudger knows that persistence is key to overcoming failure.

هر تلاشگری می داند که پشتکار کلید غلبه بر شکست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید