| جمع | trudgers |
hard trudger
سعی کننده سخت
daily trudger
سعی کننده روزانه
tired trudger
سعی کننده خسته
slow trudger
سعی کننده آهسته
weary trudger
سعی کننده رنجور
persistent trudger
سعی کننده پیگیر
lonely trudger
سعی کننده تنها
reluctant trudger
سعی کننده اکراهی
tireless trudger
سعی کننده بی وقفه
casual trudger
سعی کننده اتفاقی
he is a real trudger, always pushing through the hardest tasks.
او یک تلاشگر واقعی است، همیشه از سخت ترین کارها عبور می کند.
as a trudger, she never gives up, no matter the obstacles.
به عنوان یک تلاشگر، او هرگز تسلیم نمی شود، مهم نیست چه موانعی وجود دارد.
the trudger in the team inspired everyone with his determination.
تلاشگر در تیم، با اراده خود همه را الهام بخشید.
being a trudger means you have to embrace challenges.
بودن یک تلاشگر به این معنی است که شما باید چالش ها را بپذیرید.
she was known as a trudger, always the last to leave the office.
او به عنوان یک تلاشگر شناخته می شد، همیشه آخر کسی بود که از دفتر خارج می شود.
the trudger mentality is essential for achieving long-term goals.
ذهنیت تلاشگر برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.
as a trudger, he often works late into the night.
به عنوان یک تلاشگر، او اغلب تا دیروقت کار می کند.
being a trudger has its rewards, like personal growth and success.
بودن یک تلاشگر پاداش های خود را دارد، مانند رشد شخصی و موفقیت.
the trudger's journey is filled with lessons and experiences.
سفر تلاشگر پر از درس و تجربه است.
every trudger knows that persistence is key to overcoming failure.
هر تلاشگری می داند که پشتکار کلید غلبه بر شکست است.
hard trudger
سعی کننده سخت
daily trudger
سعی کننده روزانه
tired trudger
سعی کننده خسته
slow trudger
سعی کننده آهسته
weary trudger
سعی کننده رنجور
persistent trudger
سعی کننده پیگیر
lonely trudger
سعی کننده تنها
reluctant trudger
سعی کننده اکراهی
tireless trudger
سعی کننده بی وقفه
casual trudger
سعی کننده اتفاقی
he is a real trudger, always pushing through the hardest tasks.
او یک تلاشگر واقعی است، همیشه از سخت ترین کارها عبور می کند.
as a trudger, she never gives up, no matter the obstacles.
به عنوان یک تلاشگر، او هرگز تسلیم نمی شود، مهم نیست چه موانعی وجود دارد.
the trudger in the team inspired everyone with his determination.
تلاشگر در تیم، با اراده خود همه را الهام بخشید.
being a trudger means you have to embrace challenges.
بودن یک تلاشگر به این معنی است که شما باید چالش ها را بپذیرید.
she was known as a trudger, always the last to leave the office.
او به عنوان یک تلاشگر شناخته می شد، همیشه آخر کسی بود که از دفتر خارج می شود.
the trudger mentality is essential for achieving long-term goals.
ذهنیت تلاشگر برای دستیابی به اهداف بلندمدت ضروری است.
as a trudger, he often works late into the night.
به عنوان یک تلاشگر، او اغلب تا دیروقت کار می کند.
being a trudger has its rewards, like personal growth and success.
بودن یک تلاشگر پاداش های خود را دارد، مانند رشد شخصی و موفقیت.
the trudger's journey is filled with lessons and experiences.
سفر تلاشگر پر از درس و تجربه است.
every trudger knows that persistence is key to overcoming failure.
هر تلاشگری می داند که پشتکار کلید غلبه بر شکست است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید