trudgings

[ایالات متحده]/ˈtrʌdʒɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtrʌdʒɪŋz/

ترجمه

n. پیاده‌روی‌های طولانی و خسته‌کننده
v. با سختی راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

daily trudgings

روزانه قدم زدن

endless trudgings

قدم زدن بی پایان

heavy trudgings

قدم زدن سنگین

long trudgings

قدم زدن طولانی

tiring trudgings

قدم زدن خسته کننده

frequent trudgings

قدم زدن مکرر

wearisome trudgings

قدم زدن طاقت فرسا

time-consuming trudgings

قدم زدن زمان بر

arduous trudgings

قدم زدن دشوار

painful trudgings

قدم زدن دردناک

جملات نمونه

after hours of trudgings through the snow, we finally reached the cabin.

بعد از ساعت‌ها راهپیمایی در برف، سرانجام به کلبه رسیدیم.

his trudgings across the muddy fields left his boots caked in dirt.

قدم‌های او در میان مزارع گل‌آلود، چکمه‌هایش را در گل فرو برد.

the trudgings of the hikers were exhausting but rewarding.

راهپیمایی‌های کوهنوردان خسته‌کننده اما پاداش‌بخش بود.

she often reminisces about her trudgings during the summer camp.

او اغلب به یاد راهپیمایی‌های خود در طولاردکشی تابستانی می‌افتد.

trudgings through the dense forest can be quite challenging.

راهپیمایی در جنگل‌های انبوه می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

his daily trudgings to work helped him stay fit.

راهپیمایی روزانه او به محل کار به او کمک کرد تا در فرم بماند.

the children's trudgings home in the rain were filled with laughter.

راهپیمایی بچه‌ها به خانه در باران با خنده همراه بود.

with each of her trudgings, she felt stronger and more determined.

با هر یک از راهپیمایی‌هایش، احساس کرد قوی‌تر و مصمم‌تر است.

his trudgings through the city streets revealed hidden gems.

راهپیمایی او در خیابان‌های شهر، گنج‌های پنهان را آشکار کرد.

the trudgings up the mountain were worth it for the breathtaking view.

راهپیمایی به سمت بالا در کوه ارزش دیدن مناظر خیره‌کننده را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید