| جمع | truenesses |
trueness value
ارزش درستنمایی
trueness test
آزمون درستنمایی
trueness assessment
ارزیابی درستنمایی
trueness claim
ادعای درستنمایی
trueness measurement
اندازهگیری درستنمایی
trueness analysis
تجزیه و تحلیل درستنمایی
trueness factor
ضریب درستنمایی
trueness standard
استاندارد درستنمایی
trueness criteria
معیارهای درستنمایی
trueness concept
مفهوم درستنمایی
the trueness of his words was undeniable.
راست بودن کلمات او غیرقابل انکار بود.
she questioned the trueness of the report.
او صحت گزارش را زیر سوال برد.
trueness to oneself is important for personal integrity.
راستگویی با خودتان برای یکپارچگی شخصی مهم است.
the artist strived for the trueness of colors in her painting.
هنرمند برای واقعی بودن رنگها در نقاشی خود تلاش کرد.
we must ensure the trueness of the data before analysis.
ما باید قبل از تجزیه و تحلیل از صحت داده ها اطمینان حاصل کنیم.
the trueness of his feelings was evident in his actions.
صداقت احساسات او در اعمالش آشکار بود.
she valued the trueness of her friendships above all.
او ارزش صداقت دوستی هایش را بالاتر از همه چیز ارزش می گذاشت.
trueness in advertising builds trust with customers.
صداقت در تبلیغات باعث ایجاد اعتماد با مشتریان می شود.
the scientist emphasized the trueness of his findings.
دانشمند بر صحت یافته های خود تاکید کرد.
trueness is a key factor in successful communication.
صداقت یک عامل کلیدی در ارتباطات موفق است.
trueness value
ارزش درستنمایی
trueness test
آزمون درستنمایی
trueness assessment
ارزیابی درستنمایی
trueness claim
ادعای درستنمایی
trueness measurement
اندازهگیری درستنمایی
trueness analysis
تجزیه و تحلیل درستنمایی
trueness factor
ضریب درستنمایی
trueness standard
استاندارد درستنمایی
trueness criteria
معیارهای درستنمایی
trueness concept
مفهوم درستنمایی
the trueness of his words was undeniable.
راست بودن کلمات او غیرقابل انکار بود.
she questioned the trueness of the report.
او صحت گزارش را زیر سوال برد.
trueness to oneself is important for personal integrity.
راستگویی با خودتان برای یکپارچگی شخصی مهم است.
the artist strived for the trueness of colors in her painting.
هنرمند برای واقعی بودن رنگها در نقاشی خود تلاش کرد.
we must ensure the trueness of the data before analysis.
ما باید قبل از تجزیه و تحلیل از صحت داده ها اطمینان حاصل کنیم.
the trueness of his feelings was evident in his actions.
صداقت احساسات او در اعمالش آشکار بود.
she valued the trueness of her friendships above all.
او ارزش صداقت دوستی هایش را بالاتر از همه چیز ارزش می گذاشت.
trueness in advertising builds trust with customers.
صداقت در تبلیغات باعث ایجاد اعتماد با مشتریان می شود.
the scientist emphasized the trueness of his findings.
دانشمند بر صحت یافته های خود تاکید کرد.
trueness is a key factor in successful communication.
صداقت یک عامل کلیدی در ارتباطات موفق است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید