trunkload of goods
بار محموله
trunkload of supplies
بار لوازم
trunkload of luggage
بار چمدان
trunkload of firewood
بار هیزم
trunkload of equipment
بار تجهیزات
trunkload of furniture
بار مبلمان
trunkload of groceries
بار مواد غذایی
trunkload of tools
بار ابزار
trunkload of materials
بار مصالح
trunkload of gifts
بار هدایا
we packed a trunkload of supplies for the camping trip.
ما مقداری لوازم سفر را برای سفر کمپینگ بستیم.
he drove home with a trunkload of groceries.
او با مقداری مواد غذایی به خانه رانندگی کرد.
they brought a trunkload of books to donate to the library.
آنها مقداری کتاب برای اهدا به کتابخانه آوردند.
the movers arrived with a trunkload of furniture.
ناقصین با مقداری وسایل حمل و نقل به محل رسیدند.
after the trip, we returned with a trunkload of souvenirs.
بعد از سفر، ما با مقداری سوغاتی بازگشتیم.
she opened the trunk to reveal a trunkload of old clothes.
او صندوق عقب را باز کرد تا مقداری لباس قدیمی را نشان دهد.
he filled his trunkload with tools for the renovation project.
او صندوق عقب خود را با ابزارهای پروژه بازسازی پر کرد.
we found a trunkload of treasures in the attic.
ما مقداری گنج در زیرزمین پیدا کردیم.
the car was loaded with a trunkload of camping gear.
ماشین با مقداری وسایل کمپینگ پر بود.
she drove away with a trunkload of memories from her childhood.
او با مقداری خاطره از دوران کودکی خود رانندگی کرد.
trunkload of goods
بار محموله
trunkload of supplies
بار لوازم
trunkload of luggage
بار چمدان
trunkload of firewood
بار هیزم
trunkload of equipment
بار تجهیزات
trunkload of furniture
بار مبلمان
trunkload of groceries
بار مواد غذایی
trunkload of tools
بار ابزار
trunkload of materials
بار مصالح
trunkload of gifts
بار هدایا
we packed a trunkload of supplies for the camping trip.
ما مقداری لوازم سفر را برای سفر کمپینگ بستیم.
he drove home with a trunkload of groceries.
او با مقداری مواد غذایی به خانه رانندگی کرد.
they brought a trunkload of books to donate to the library.
آنها مقداری کتاب برای اهدا به کتابخانه آوردند.
the movers arrived with a trunkload of furniture.
ناقصین با مقداری وسایل حمل و نقل به محل رسیدند.
after the trip, we returned with a trunkload of souvenirs.
بعد از سفر، ما با مقداری سوغاتی بازگشتیم.
she opened the trunk to reveal a trunkload of old clothes.
او صندوق عقب را باز کرد تا مقداری لباس قدیمی را نشان دهد.
he filled his trunkload with tools for the renovation project.
او صندوق عقب خود را با ابزارهای پروژه بازسازی پر کرد.
we found a trunkload of treasures in the attic.
ما مقداری گنج در زیرزمین پیدا کردیم.
the car was loaded with a trunkload of camping gear.
ماشین با مقداری وسایل کمپینگ پر بود.
she drove away with a trunkload of memories from her childhood.
او با مقداری خاطره از دوران کودکی خود رانندگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید