trunnel

[ایالات متحده]/ˈtrʌn(ə)l/
[بریتانیا]/ˈtrʌn(ə)l/

ترجمه

n. (تیرک) یک میخ چوبی بزرگ که در ساخت کشتی استفاده می‌شود؛ یک میخ چوبی بزرگ (معادل تیرک)
Word Forms
جمعtrunnels

عبارات و ترکیب‌ها

trunnel hole

سوراخ ترانل

trunnel pin

اتصال ترانل

trunnel joint

اتصال ترانل

trunnel fitting

اتصال ترانل

trunnel beam

بار ترانل

trunnel rod

میله ترانل

trunnel system

سیستم ترانل

trunnel cover

پوشش ترانل

trunnel assembly

مونتاژ ترانل

trunnel design

طراحی ترانل

جملات نمونه

we need to trunnel the logs into the river.

ما باید لاگ‌ها را به رودخانه منتقل کنیم.

the workers will trunnel the barrels to the storage area.

کارگران بشکه‌ها را به منطقه ذخیره‌سازی منتقل خواهند کرد.

he used a trunnel to move the heavy stones.

او از یک ترنل برای جابجایی سنگ‌های سنگین استفاده کرد.

they decided to trunnel the equipment across the field.

آنها تصمیم گرفتند تجهیزات را از میان زمین منتقل کنند.

to complete the project, we must trunnel the materials carefully.

برای تکمیل پروژه، ما باید مواد را با دقت منتقل کنیم.

she watched as they trunnel the cargo onto the ship.

او تماشا کرد که آنها بار را به کشتی منتقل می‌کنند.

it is easier to trunnel the furniture than to carry it.

انتقال وسایل به نسبت حمل آنها آسان‌تر است.

we can trunnel the supplies to the campsite.

ما می‌توانیم لوازم را به محل کمپ منتقل کنیم.

the team will trunnel the equipment to the worksite.

تیم تجهیزات را به محل کار منتقل خواهد کرد.

he learned how to trunnel the wheels for better movement.

او یاد گرفت که چطور چرخ‌ها را برای حرکت بهتر منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید