trussed

[ایالات متحده]/trʌst/
[بریتانیا]/trʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل truss

عبارات و ترکیب‌ها

trussed chicken

مرغ بسته‌بندی شده

trussed turkey

گوشت غاز بسته‌بندی شده

trussed lamb

گوشت بره بسته‌بندی شده

trussed roast

غذای بریان بسته‌بندی شده

trussed meat

گوشت بسته‌بندی شده

trussed fish

ماهی بسته‌بندی شده

trussed vegetables

سبزیجات بسته‌بندی شده

trussed beef

گوشت گاو بسته‌بندی شده

trussed dish

غذای بسته‌بندی شده

trussed presentation

ارائه بسته‌بندی شده

جملات نمونه

the chef trussed the chicken before roasting it.

سرآشپز قبل از سرخ کردن آن، مرغ را بست.

the magician trussed up his assistant for the escape trick.

معجورسابق، دستیار خود را برای شعبده‌ای فرار بست.

the trussed turkey was ready for thanksgiving dinner.

غاز بسته‌شده آماده شام سپاسگزاری بود.

he trussed the package securely before mailing it.

او بسته را قبل از ارسال آن به طور ایمن بست.

she trussed the vines to support their growth.

او تاک‌ها را برای حمایت از رشد آن‌ها بست.

the farmer trussed the hay bales for easy transport.

کشاورز برای حمل و نقل آسان، گندم‌ها را بست.

they trussed the balloons to keep them from floating away.

آنها بالن‌ها را بستند تا از شناور شدن آن‌ها جلوگیری کنند.

after the storm, he found his trussed garden plants still standing.

بعد از طوفان، او گیاهان باغچه خود را که هنوز ایستاده بودند، بسته‌شده یافت.

the trussed meat was perfect for the barbecue.

گوشت بسته‌شده برای باربیکیو عالی بود.

she trussed the fabric neatly before sewing it.

او قبل از دوختن آن، پارچه را به طور مرتب بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید