trustfulness

[ایالات متحده]/ˈtrʌstfəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈtrʌstfəl.nəs/

ترجمه

n. کیفیت اعتماد کردن؛ حالت اعتماد به نفس

عبارات و ترکیب‌ها

trustfulness level

سطح اعتماد

trustfulness issues

مشکلات اعتماد

trustfulness assessment

ارزیابی اعتماد

trustfulness factor

ضریب اعتماد

trustfulness gap

شکاف اعتماد

trustfulness building

ایجاد اعتماد

trustfulness training

آموزش اعتماد

trustfulness culture

فرهنگ اعتماد

trustfulness relationship

ارتباط اعتماد

trustfulness enhancement

بهبود اعتماد

جملات نمونه

trustfulness is essential in any relationship.

اعتماد کردن برای هر رابطه‌ای ضروری است.

her trustfulness made her an easy target for manipulation.

اعتماد کردن او باعث شد که به راحتی مورد دستکاری قرار گیرد.

building trustfulness takes time and effort.

ساختن اعتماد کردن زمان و تلاش می‌برد.

trustfulness can lead to deeper connections between people.

اعتماد کردن می‌تواند منجر به ارتباطات عمیق‌تر بین مردم شود.

his trustfulness was a refreshing change in a world full of skepticism.

اعتماد کردن او یک تغییر دلپذیر در دنیایی پر از شک و تردید بود.

she valued trustfulness over superficial relationships.

او اعتماد کردن را بر روابط سطحی ترجیح می‌داد.

trustfulness is often tested in challenging situations.

اعتماد کردن اغلب در شرایط دشوار مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

promoting trustfulness in teams can enhance collaboration.

ترویج اعتماد کردن در تیم‌ها می‌تواند همکاری را افزایش دهد.

trustfulness is a key component of effective communication.

اعتماد کردن یک جزء کلیدی از ارتباط موثر است.

her trustfulness inspired others to open up as well.

اعتماد کردن او الهام بخش دیگران برای باز شدن نیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید