truthfulnesses

[ایالات متحده]/ˈtruːθfəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈtruθfəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت صداقت؛ حالت راستگو بودن و صادق بودن؛ انطباق با واقعیت یا حقیقت

عبارات و ترکیب‌ها

truthfulnesses matter

صداقت مهم است

truthfulnesses count

صداقت مهم است

truthfulnesses first

صداقت اول است

truthfulnesses upheld

صداقت حفظ شد

truthfulnesses evaluated

صداقت ارزیابی شد

truthfulnesses appreciated

صداقت مورد قدردانی قرار گرفت

truthfulnesses demonstrated

صداقت نشان داده شد

truthfulnesses valued

صداقت ارزشمند است

truthfulnesses essential

صداقت ضروری است

truthfulnesses promoted

صداقت ترویج شد

جملات نمونه

truthfulnesses are essential in building trust.

راست‌گویی برای ایجاد اعتماد ضروری است.

different cultures have varying perceptions of truthfulnesses.

فرهنگ‌های مختلف برداشت‌های متفاوتی از راست‌گویی دارند.

truthfulnesses can strengthen relationships.

راست‌گویی می‌تواند روابط را تقویت کند.

he values truthfulnesses in his friendships.

او راست‌گویی را در دوستی‌های خود ارزش می‌گذارد.

truthfulnesses are often tested in difficult situations.

راست‌گویی اغلب در شرایط دشوار مورد آزمایش قرار می‌گیرد.

she believes that truthfulnesses lead to a better society.

او معتقد است که راست‌گویی منجر به یک جامعه بهتر می‌شود.

truthfulnesses should be encouraged in children.

باید راست‌گویی در کودکان تشویق شود.

many people struggle with truthfulnesses in their lives.

بسیاری از مردم در زندگی خود با راست‌گویی دست و پنجه نرم می‌کنند.

truthfulnesses can sometimes be uncomfortable.

راست‌گویی گاهی اوقات ناخوشایند است.

we should appreciate the truthfulnesses of others.

ما باید از راست‌گویی دیگران قدردانی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید